1451
نقد سریال Lanterns

نقد و بررسی سریال لنترن‌ها (Lanterns)؛ پربیننده‌ترین سریال ابرقهرمانی 2026

زمان مطالعه: 10 دقیقه
1451
هیچکس فکرش را نمی‌کرد که پس از شکست سخت فیلم سینمایی Green Lantern 2011، ساخت اقتباس لایو‌اکشن دیگری از کمیک‌های فانوس سبز بیش از پانزده سال زمان ببرد!

فهرست مطالب

سریال گرین لنترن شبکه HBO با عنوان Lanterns به نویسندگی تام کینگ(Tom King)، دیوید لیندلاف(David Lindelof) و کریس ماندی(Chris Mundy) با هدف ساخت روایت دیگری از دنیای تازه سینمایی دی‌سی به سردمداری جیمزگان(James Gunn) ساخته شد و با موفقیت میلیون‌ها بیننده‌را به DCU و شبکه HBO جذب کرد.

سریال لنترن‌ها از هنگام انتشار سروصداری زیادی به پا کرد و شاید برای برخی از شما این سوال ایجاد شده باشد که آیا این اثر ارزش تماشا کردن و وقت گذاشتن را دارد؟ با من و مجله سینمایی مستر دیالوگ با نقد سریال Lanterns همراه باشید. این مطلب شامل اسپویل‌خاصی از اتفاقات مهم داستان سریال نمی‌شود. با خیال راحت مطالعه کنید.

خلاصه داستان سریال لنترن‌ها؛ بازگشت دیوید لیندلاف به دنیای کمیک‌بوک

سریال لنترنز روایتگر ورود جان استوارت به دنیای ابرقهرمانان و پلیس‌های فضایی‌است. هل جوردن میانسال و خسته، به عنوان نخستین فانوس سبز و یکی از کهنه‌کارترین ابرقهرمانان زمین برای آموزش او انتخاب شده تا در صورتی که موفق به ادامه انجام وظایفش نبود، جان بتواند جای خالی فانوس سبز زمین‌را از آن خود کند. هل جوردن که به وضوح علاقه‌ای به بازنشستگی ندارد، این جلسات تمرینی‌را برای جان به جهنم تبدیل می‌کند. این روتین آزار‌دهنده با وقوع صانحه تیر‌اندازی در راشویل نابراسکا، همان شهرکی که هل جوردن حلقه فانوس سبز فضایی خود‌را در آن پیدا کرده بود، به مرحله تازه‌ای وارد می‌شود.

فیلم‌نامه، یک اقتباس آزاد

نقد و بررسی سریال لنترن ها

بررسی نویسندگی سریال Lanterns به عنوان یک اقتباس از کمیک‌های پرطرفدار این شخصیت کامیک بوکی با جهان‌سازی عمیق و پیچیده، و اینکه چرا بسیاری از طرفدارانش را نا‌امید باقی گذاشته، موضوعی‌ است که به خودی خود می‌تواند مطلبی کامل و مستقل را به خود اختصاص بدهد.

نویسندگان سریال لنترن‌ها، برای به تصویر کشیدن داستانشان که طی دهه‌ها روایت می‌شود، فرم روایی غیر‌خطی را را انتخاب می‌کنند که تصمیم هوشمندانه و خلاقانه‌ای به شمار می‌رود و دستشان را برای ارائه داستانی غنی‌ و پیچده باز می‌گذارد. داستان میان سال‌های ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۶ روایت می‌شود و بخش اعظم روایت میان سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۶ به جلو و عقب می‌پرد و فضای کافی برای پردازش این داستان وسیع و چند شخصیت اصلی‌اش را به نویسندگان ارائه می‌دهد.

با وجود اینکه سازندگان برای پخش قسمت‌های سریال ترتیب دیگری با تاکید بسیار بیشتر بر این پرش‌های زمانی در نظر داشتند، ترتیب و چینش نهایی قسمت‌های سریال، روایتی منظم‌تر و خطی‌تر از ایده‌ اولیه را به مخاطب ارائه می‌دهد که شانس ایجاد نارضایتی در مخاطبان و گیج کردنمان را پایین می‌آورد.

حرف زدن درباره داستانی که کاملا بر معما‌های پیچیده سوار است و هر لحظه از آن قطعه‌ای از یک پازل را مهیا می‌کند، بدون اسپویل کردن اتفاقات مهم داستان، کار بسیار سختی‌است. پس بهتر است از همین‌جا بحثمان را آغاز کنیم.

نویسندگان برای باز تعریف داستان‌های فانوس سبز، از سیارات و موجودات رنگارنگ و اکشن‌های بزرگ و آنچه که معمولا در داستان‌های گرین لنترن می‌بینیم، فاصله می‌گیرند و تصمیم می‌گیرند تا به سراغ داستانی معمایی و جنایی و سای‌فای با ظواهری زمینی‌تر بروند. حل معمای قتل در راشویل نابراسکا که هل و جان را با شخصیت‌های فرعی دیگر داستان و شرایط عجیب و مشکوک این شهرک رو‌به‌رو می‌کند و از همان‌جا داستان پیچیده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود (اگر از جمله افرادی هستید که از تم علمی‌تخیلی موجود در این سریال لذت می‌برید، پیشنهاد می‌کنیم که سری به بلاگ بهترین سریال های علمی تخیلی در مجله مستر دیالوگ بزنید.)

در حالی که هل جوردن پرطرفدار‌ترین فانوس سبز در دنیای دی‌سی به شمار می‌رود، داستان از همان قسمت اول تکلیف بیننده‌ را روشن می‌کند. هل جوردن نقش بسیار مهمی‌ و ثابتی‌را در این داستان ایفا می‌کند، اما این سریال، نهایتا داستان جان استوارت است. طراح، معمار و ارتشی سابق، جوانی سیاه پوست که برخلاف اعضای دیگر از ارتش بین‌کهکشانی فانوس سبز، که توسط حلقه‌ی متعلق به عضو قبلی انتخاب می‌شوند، از کودکی برای جایگاهش در این ارتش تلاش کرده‌است.

نگاهی به شخصیت پردازی سریال Lanterns

نقد و بررسی سریال Lanterns

در وصف شخصیت‌پردازی دو شخصیت اصلی این سریال حرف‌های زیادی نمی‌توان زد. شاید غیر از این‌که تیم نویسندگی در این مورد بی‌نقص عمل کرده‌است. هل جوردن و جان استوارت هر دو شخصیت‌هایی پخته و قابل‌باور هستند که می‌شود اثر زندگی از سرگذرانه و تروماهای وارد شده بر آن‌ها را در تصمیماتشان پیدا کرد.

آرک‌های شخصیتی هل و جان به خوبی با تم‌ها و مفاهیم اصلی و داستان کلی سریال که حول محور ترس، و رابطه آن با سرنوشت از پیش تعیین شده و قدرت انتخاب انسان می‌باشد، پیوند می‌خورند.

نگاهی به رابطه هل و جان در سریال لنترن‌ها

رابطه هل و جان در این سریال با ظرافت و خلاقیت بسیاری نوشته‌شده و تماشای همکاری و درگیری این دو، آنقدر سرگرم کننده و جذاب بود، که کمتر پیش می‌آمد جای خالی اکشن و جلوه‌های ویژه رایج در آثار کمیک‌بوکی را حس کنم و یا آزارم بدهد.رابطه هل و جان در این سریال با ظرافت و خلاقیت بسیاری نوشته‌شده و تماشای همکاری و درگیری این دو، آنقدر سرگرم کننده و جذاب بود، که کمتر پیش می‌آمد جای خالی اکشن و جلوه‌های ویژه رایج در آثار کمیک‌بوکی را حس کنم و یا آزارم بدهد.

نقد و بررسی سریال ابرقهرمانی لنترن

دیگر شخصیت‌های فرعی سریال از جمله کری کین، کلانتر شهر و زویی، همسر ویلیام میکن، مرد پولدار و قدرت‌مندی که هوای شهرک و مردمش را دارد، نیز با کیفیت و استاندارد‌های بالایی نوشته شده‌اند و اگر جایی در شخصیت‌پردازی آن‌ها کم‌کاری شده باشد، آنقدر خوب نوشته شده‌اند که بر خلاف بسیاری از آثار امروزی، لااقل می‌شود به نحوی انسانیت‌ را در این شخصیت‌ها پیدا کرد و وجودشان را باور داشت.

نگاهی به شخصیت شرور سریال لنترن‌ها

برای جلو‌گیری از اسپویل‌، ناچاریم تا شخصیت شرور بخش اعظمی از سریال را آدم بده صدا بزنیم. شخصیت پردازی آدم بده در سریال لنترن‌ها، شاید بزرگترین‌ لطمه را به این بخش از نویسندگی سریال وارد کرده باشد.

آدم بده به هیچ وجه خام یا فراموش شدنی نیست و نمی‌شود به معنای واقعی‌ کلمه این شخصیت‌ را کوبید. اما در حالی که خلاقیت‌های بسیاری در ابعاد مختلف این شخصیت به کار رفته، در نهایت انگیزه‌ها و هویت آدم بده به خوبی واضح و مشخص نمی‌شود و که مخاطب را تا لحظه آخر در شرایطی مردد و بلاتکلیف باقی می‌گزارد.

دیالوگ‌ها در سریال لنترن‌ها چگونه است؟

دیالوگ‌نویسی این سریال نقطه درخشان دیگری در نویسندگی لنترنز به شمار می‌رود. نه به این خاطر که لیستی از دیالوگ‌ها و نقل‌قول‌های فلسفی و دهان‌پر کن به ما تحویل می‌دهد که تا دهه‌ها کاربران دیگر اینستاگرام و توئیتر را با آن‌ها زجرکش کنیم و طرح جدید ماگ و تیشرت‌هایمان را بر اساسشان انتخاب کنیم.

دیالوگ‌نویسی درخشان عمل می‌کند، چرا که اکثر اوقات آنقدر طبیعی و انسانی نوشته شده‌اند، که تقریبا نامرئی به نظر می‌رسد، درحالی که شرایط کشف هر شخصیت‌ را از طریق همین دیالوگ‌های نامرئی ایجاد می‌کنند. این رویکرد به دیالوگ‌نویسی می‌تواند مخاطبینی که به لحن دراماتیک و اغراق شده آثار هالیوودی عادت کرده‌اند را تا حدی زده کند.

اما دیالوگ نویسی متاسفانه، مسیر بی نقصش‌ را ادامه نمی‌دهد و گاهی به دام دیالوگ‌های دراماتیک‌تر و یا حتی شعاری می‌افتد که به تجربه تماشای اثر آسیب می‌رساند.

حالا که صحبت از دیالوگ شد، باید به مشکل (نگو، نشان بده) در نویسندگی اشاره کرد. سریال در بسیاری از قسمت‌ها وظیفه روایت داستان را به خوبی میان دیالوگ‌ها و وجه بصری تقسیم می‌کند و در این مسیر به توانایی‌های تیم درخشان بازیگری و کارگردانی برای ارائه جزئیات روی کاغذ تکیه می‌کند.

اگر به دنبال تماشای سریال دیگری از شبکه HBO هستید، سری  به بلاگ پست  22 تا از بهترین سریال های شبکه HBO از جنایی تا درام و عاشقانه  بزنید.

اما در بعضی از اپیزود‌ها ما شاهد زیاده‌گویی در بخش دیالوگ‌نویسی هستیم و بسیاری از اتفاقات و اطلاعات مهم داستانی صرفا از طریق دیالوگ‌هایی به ما ارائه می‌شوند، که تنها وظیفه‌شان دقیقا انتقال اطلاعات می‌باشد. انگار که سریال به قسمت‌های بیشتری برای گفتن این داستان نیاز داشته‌است اما به هر دلیلی شرایط ساخت بیشتر از هشت قسمت‌را نداشته‌اند.

روابط علی معلولی که پیش‌برنده داستان و روایات شخصیتی به شمار می‌آیند، همه با ظرافت و خلافیتی دقیق در طول سریال نگارش شده‌اند. به غیر از یک قسمت که با توجه به اهمیت بالای قسمت و به قولی کلایمکس داستانی بودنش، تصمیمات غیرمنطقی شخصیت‌ها را در ذهن مخاطب باقی می‌گذارد.

با وجود اینکه می‌توان پایان‌بندی سریال را پایانی منطقی به حساب آورد، متاسفانه این پایان به قدر کافی رضایت‌بخش نیست و طعم خوش قسمت‌های پیشین سریال را در دهان مخاطب کمرنگ می‌کند.

نقد و بررسی سریال لنترن‌ها

بازیگران سریال لنترن‌ها

بازیگران سریال لنترن‌ها

تیم بازیگری سریال Lanterns بی‌شک از اعضای درخشان و تقریبا بی‌نقصی تشکیل شده. همه بازیگران به خوبی از پس نقش‌هایشان برآمدند، و بازی‌های عمیق و انسانی را به این سریال هدیه داده‌اند. از بازیگران خردسال و نقش فرعی گرفته، تا بازیگران نقش‌های اصلی. با توجه به تعداد بالای شخصیت‌های سریال، روی سه بازیگر مهم‌تر سریال تمرکز می‌کنیم.

بازی آرون پیر(Aaron Pierre) در نقش جان استوارت واقعا ظریف و دوست‌داشتنی‌ است. شاید شخصیت‌پردازی سردش و دیسیپلین بالایی که در خود جای داده در نگاه اول شما را از شخصیت و دقت به بازیگری آرون باز بدارد. اما هر لحظه که ترکی در کنترل و دیسیپلین‌ شخصیت جان استوارت ایجاد می‌شود، بازیگری آرون پیر مثل یک پرتوی‌ نور خودنمایی می‌کند.

کایل چندلر(Kyle Chandler) در نقش هل جوردن خسته اما کاریزماتیک و بامزه، غوغا کرده‌است. از طرفداران ناراضی تا بیننده‌هایی که به تازگی و از طریق لنترنز با هل جوردن آشنا شده‌اند، همه و همه عاشق هنرنمایی کایل چندلر در نقش هل شده‌اند و آرزوی روزی را دارند تا دوباره به این نقش باز‌گردد. بازی کایل چندلر در این فصل اثری در سطح بازی رابرت داونی جونیور در نقش تونی‌ استارک بر مخاطبین سریال گذاشته‌است، که به این زودی‌ها فراموش نخواهد شد.

باید به شیمی جذاب و فراموش نشدنی کایل چندلر و آرون پییر در نقش‌ هل و جان نیز اشاره کرد، این بازیگران سوای از ایفای نقش فوق‌العاده و این حقیقت که انتخاب‌های بی نقصی برای به تصویر کشیدن این دو شخصیت از کمیک به شمار می‌روند، شیمی قابل باور و دوست داشتنی‌ای راهم به مخاطب هدیه می‌دهند، چه در حال جنگ و دعوا و چه درحال همکاری دوستانه.

کلی مک‌دونالد(Kelly Macdonald) در نقش کری کین بی شک یکی از دوست داشتنی‌ترین شخصیت‌های سریال به شمار می‌رود که در کنار کایل چندلر و با آن شیمی درخشان و بازیگوشانه، نفسی تازه در فضای واقع‌گرایانه و تاریک سریال می‌دمد.

کلانتر کین یک فراری از شهر بی‌رحم و تاریک گاتهام است که نه به شهرک راشویل تعلقی حقیقی دارد، و نه به دنیای عجیب و غریب هل و جان، و این موضوع در انتخاب مک‌دونالد در نقش کری به وضوح به چشم می‌خورد. اما او با چونان انسانیتی به نقش کلانتر کین می‌آورد، که این موضوع صرفا ارزش بیشتری به نقش و سریال می‌افزاید و مخاطب را از فضای سریال خارج نمی‌کند.

کارگردانی، ساخت و تدوین

لنترنز هم مثل اکثر سریال‌های تلوزیونی با تیمی از نویسندگان و کارگردانان مختلف سرو‌کار دارد. در حالی که زیرنظر شورانر و مغز‌های متفکر سریال که همان کریس ماندی، دیوید لیندلاف و تام کینگ باشند، تداومی حداقلی در داستان و لحن و فرم سریال حفظ می‌شود، می‌توان خیز و فرود‌هایی در نویسندگی و کارگردانی سریال مشاهده کرد که مقایسه قسمت به قسمتشان در یک مطلب نمی‌گنجد.

کارگردانی سریال هم درست مثل نویسندگی، همان لحن زمینی و قابل‌باور را پیش می‌گیرد و از حرکات دوربین نه چندان داینامیک و دراماتیک استفاده می‌کند. اولویت کارگردان معلمولا ثبت بازی جذاب بازیگران و احساسات چهرشان است، اما این باعث فدا شدن خلاقیت و استایل و لحن مختص به سریال نمی‌شود.

با این وجود که سکانس‌های اکشن زیادی در سریال وجود ندارد، و شاید بتوان تعداد آن‌ها را با سه انگشت شمرد، اکشن سریال همیشه با خلاقیت کنترل شده و هدفمندی ارائه شده که در خدمت داستان بوده است. در اکشن هر ضربه حامل وزنی حقیقی‌است و درد هر مشت به خوبی با کمک کارگردان و بازیگر به مخاطب منتقل می‌شود و هیجان، فدای استایل و پرستیژ سریال نمی‌شود.

بخش عمده‌ای از جلوه‌های ویژه و دیجیتالی سریال در اصلاح لوکیشن و پس‌زمینه‌های سکانس‌های مختلف استفاده شده است که آنقدر تمیز و کم‌نقص انجام شده، که طرفداران تا همین دو روز پیش که ویدئو‌های رسمی از مراحل ساخت جلوه‌های ویژه منتشر نشده بود، متوجه‌شان نشده بودند.

جلوه‌های ویژه سریال لنترن‌ها

جلوه های ویژه سریال لنترن ها

بخش دیگر جلوه‌های ویژه مربوط می‌شود به قدرت حلقه‌های فانوس سبز و معدود سکانس‌های اکشن سریال که در اکثر مواقع با کیفیتی بالا تحویلمان داده‌ شده‌اند و با اینکه گاهی از کیفیتشان کاسته می‌شود، با به کار گیری ایده‌هایی خلاق همچنان تجربه‌ای قابل لمس و قابل باور برای مخاطب می‌سازند که در بعضی از فیلم‌های پر خرج هالیوود هم دیده نمی‌شود.

متاسفانه نمی‌شود همین حرف‌های خوب را درباره بعضی از جلوه‌های پرکتیکال تکرار کرد. چرا که در بعضی از صحنه‌های پرواز، با وجود حذف کابل‌هایی که بازیگر را میان آسمان و زمین معلق نگه داشته بودند، همچنان قادر به تصور این کابل‌های زخیم و کریه و نگرانی در چهره تیم ایمنی پشت صحنه بودم.

آیا سریال Lanterns ارزش تماشا دارد؟

بله، قطعا! اگر از طرفداران دنیای کمیک و فانوس‌های سبز باشید، این سریال احتمالا شما را آزرده خواهد کرد. هرچند که من به عنوان یک طرفدار از احترام و سواد سازندگان نسبت به منبع اقتباس راضی بودم. اما مطمئن باشید که زمانی سرگرم کننده با این سریال خواهید داشت که فراموش شدنی نخواهد بود.

و اگر از دسته مخاطبانی باشید که رابطه خاصی با آثار سوپرهیرویی ندارند، و یا حتی از اشباع پرتکرار و یک دست آن‌ها آزرده شده‌اید، لنترنز به شما ثابت خواهد کرد که مشکل از منبع اقتباس نیست، و ساخت اقتباس‌های متنوع با داستان‌هایی عمیق‌تر از آنچه تا به حال دیده‌ایم، همچنان با استفاده از کمیک‌ها ممکن است. خدارا چه دیدید، شاید دلتان خواست تا نگاه دقیق‌تری به اقتباس‌های رنگی‌تری از این کتاب‌ها نیز بیاندازید.

پس از شکست فیلم سوپرگرل به شکل فاجعه‌بار (در نقد فیلم سوپرگرل به نوعی به این مسئله پرداختیم)، لنترنز پیروزی خوشحال کننده‌ای برای DCU به شمار می‌آید و شخصیت جان استوارت در فیلم Superman: Man Of Tomorrow که ادامه‌ای بر فیلم Superman 2025  می‌باشد (نقد فیلم سوپرمن 2025 را در مستر دیالوگ می‌توانید بخوانید) به پرده نقره‌ای و جهان بزرگ‌تر دیسی خواهد آمد.

لنترنز اثری جنایی معمایی و علمی-تخیلی با شخصیت‌هایی عمیق و جذاب و رویکردی روانشناختی است. این سریال برای بینج واچ کردن یا تماشای یکباره ساخته نشده و پیشنهاد می‌کنم قسمت‌های سریال را با کمی فاصله تماشا کنید تا از تجربه این سریال لذت بیشتری ببرید. امیدوارم مطالعه نقد سریال Lanterns 2026 مفید واقع شده باشد. با نوشتن نظراتتان خوشحالم کنید. 

پوستر سریال لنترن‌ها

در قسمت زیر می‌توانید پوسترهای سریال Lanterns را مشاهده کنید.

مطالب رو دوست داشتی؟
نظرت چیه؟
اشتراک گذاری

آرش فریور

با ستاره دادن، به ما انرژی بدید
0,00
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (امتیازی ثبت نشده)
در حال ثبت امتیاز، لطفا منتظر بمانید

دیدگاهتان را بنویسید