پس از موفقیت فیلم سوپرمن 2025، فیلم سوپرگرل 2026 قرار بود تا یکی از ستونهای محکم برای دنیای سینمایی جدید دیسی باشد، حالا به یک دردسر مالی بزرگ برای برادران وارنر تبدیل شده است. Supergirl با بودجهای سنگین ساخته شد تا قدرتنمایی جدید جیمز گان باشد، اما آمارهای روی پرده چیز دیگری را به ما و منتقدین نشان دادند. فروش جهانی فیلم سوپرگرل حتی به اندازه بودجه تولیدش نرسید و به یک شکست در زمینه فیلم های ابرقهرمانی تبدیل شد.
چنین اتفاقی درست زمانی افتاد که دیسی بعد از سالها سردرگمی و تغییر مسیر مداوم، تازه قصد داشت با رهبری جیمز گان و پیتر سفرن رنگ آرامش و هماهنگی را به خود ببیند. حالا این ناکامی دیگر فقط یک مسئله مالی ساده نیست؛ یک پرسش نگرانکننده میان مخاطبان و سینمادوستان شکل گرفته است: آیا این افت فروش یک حادثه مقطعی است یا کل برنامهریزی بلندمدت DCU در معرض خطر قرار دارد؟ با مجله سینمایی مستر دیالوگ همراه باشید تا به بررسی این موضوع بپردازیم.
کالبدشکافی میزان فروش فیلم سوپرگرل
بیایید بدون تعارف سراغ عدد و رقمها برویم؛ چون در هالیوود زبان پول از هر تحلیلی صادقانهتر است. در جدول زیر آمار دقیق فروش فیلم سوپرگرل آورده شده است.
| شاخص مالی | رقم تخمینی / قطعی |
|---|---|
| بودجه خالص تولید | ۱۷۰ تا ۱۸۶ میلیون دلار |
| هزینه بازاریابی و تبلیغات | حدود ۱۲۰ میلیون دلار |
| افتتاحیه در سینماهای آمریکا | حدود ۳۸ میلیون دلار |
| فروش کل گیشه داخلی (آمریکا) | ۷۲ میلیون دلار (۵۷٪) |
| فروش کل بازارهای بینالمللی | ۵۴ میلیون دلار (۴۳٪) |
| مجموع فروش جهانی | حدود ۱۲۶ میلیون دلار |
برای اثری که با احتساب تبلیغات نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار خرج روی دست سازندگان گذاشته است، فروش ۱۲۶ میلیون دلاری یعنی فاصله نجومی و فاجعهای که حتی باعث نشده تا هزینههای تولید و فروش سربهسر بشود. طبق گزارش رسمی Box Office Mojo، افتتاحیهی ۳۸ میلیون دلاری فیلم از همان روزهای اول نشان داد که رمقی برای سرپا ماندن در جدول فروش هفتگی وجود ندارد.
ریشهیابی شکستی بزرگ؛ چرا تماشاگران برای دیدن سوپرگرل صف نکشیدند؟
خیلی از طرفداران میپرسند چه شد که فیلم سوپرگرل به این روز افتاد؟ اگرچه ما پیشتر در نقد فیلم سوپرگرل به موشکافی این اثر پرداختهایم؛ اما دلایل شکست سوپرگرل در باکس آفیس و قرار نگرفتن نام این اثر در میان پرفروش ترین فیلم های جهان میتواند چند دلیل مهم داشته باشد.
1.نام سوپرگرل برای پر کردن سالنها قدرت کافی را نداشت
بگذارید با خودمان تعارف را کنار بگذاریم؛ بتمن حتی با یک تیزر ۱۵ ثانیهای هم سالنها را پر میکند و سوپرمن نوستالژی چند نسل است. اما سوپرگرل در نگاه تماشاگری که سالی سه بار بیشتر به عشق ابرقهرمانان بهه سینما نمیرود، هنوز آن قهرمانی نیست که بهخاطرش از جیب خرج کند. بایستی بپذیریم که برخلاف دنیای کامیک بوک، «سوپرگرل» در ذهن مخاطب سینما، هرگز در حد و اندازهی یک قهرمانِ تراز اول مطرح نبوده است. استودیو بدون اینکه پیوند احساسی محکمی بین این شخصیت و تماشاگر معمولی بسازد، هزینهای در حد فیلم های سوپرمن و بتمن پای پروژه گذاشت.
2. یک جزیره دور افتاده! وقتی فیلم هیچ اتصالی به نقشه بزرگتر دنیای سینمایی دی سی نداشت
اگر از کمتر مشهور بودن شخصیت سوپرگرل عبور کنیم، بایستی به این موضوع اشاره کرد که فیلم بیش از حد روی پای خودش ایستاده بود و قصهای به نسبت دور افتاده را روایت میکرد. شاید بگویید که شخصیت سوپرگرل پیشتر در فیلم سوپرمن 2025 معرفی شده بود؛ اما این معرفی و حضور تک سکانسی که داشت کافی نبود. رک و پوست کنده باید متوجه این موضوع باشیم که تماشاگری که سالهاست به دیدن جهانهای متصل بهم عادت کرده، وقتی حس نکند دیدن یک فیلم روی تصویر کلی جهان دیسی اثر میگذارد، ترجیح میدهد تا زمان انتشار نسخه دیجیتال و استریم صبر کند.
۳. تغییر سلیقه مخاطبان و بالا رفتن سطح توقعات
دوران فروشهای تضمینی فیلمهای ابرقهرمانی تمام شده است. نسلی که شاهکارهایی مثل Into the Spider-Verse را دیده یا به استانداردهای بالای کارگردانی و اکشن عادت کرده، دیگر صرفاً با دیدن یک شنل و چند انفجار کامپیوتری بلیت نمیخرد. سوپرگرل بیش از آنکه روی طراحی خلاقانه تمرکز کند، به کلیشههای قبلی تکیه کرده بود. چنین زنگ خطری خیلی پیشتر در فیلم های مارول به صدا درآمده بود و حالا به نظر میرسد که این کمپانی به این موضوع توجه زیادی کرده است. اگر نگاهی به فیلم Spider-man:Brand new day بیندازید، متوجه خواهید شد که مارول روی قدرتهای پیتر پارکر حساب باز نکرده، بلکه تلاش کرده تا داستانی متفاوت از سختیها و زندگی پیتر پارکر روایت کند.
آیا شکست سوپرگرل نقشه راه دهساله DCU را خراب میکند؟
تا قبل از این اتفاق، فروش حدود ۶۱۸ میلیون دلاری Superman اعتمادبهنفس بالایی به دیوید زاسلاو و جیمز گان داده بود. اما حالا شرایط پیچیدهتر شده است. علاوه بر این، شرکت برادران وارنر در پشت صحنه درگیر معادلات سنگین حقوقی و مذاکرات پیرامون خرید پارامونت است. در چنین جو متشنجی، والاستریت و سرمایهگذاران روی تکتک پروژههای زیانده دقیق میشوند و این موضوع فشار کاری روی جیمز گان را دوچندان میکند. با این حال، هنوز نمیتوان گفت مسیر DCU نابود شده است. در صنعت سینما یک یا دو شکست اجتنابناپذیرند؛ مسئله این است که آیا فیلمهای بعدی میتوانند این ضربه را مهار کنند یا نه؟!
واکنش محافظهکارانه وارنر: سکوت معنادار در برابر بحران
واکنش برادران وارنر به فروش ضعیف در گیشه، بیش از آنکه شبیه روبهرو شدن با بحران باشد، شگردی حسابشده برای عبور بیصدا از کنار آن بود. البته ناگفتنی نماند که گویا برادران وارنر مدتهاست که به این دست شکستها عادت کرده است! دیوید زاسلاو در آخرین نشست مالی فصلی، در اقدامی معنادار حتی یکبار هم نام سوپرگرل را بر زبان نیاورد و برخلاف گذشته، روی عبارت پرطمطراق «برنامه دهساله» مانور نداد. او بهجای دفاع از استراتژی شکستخورده اخیر، تمرکز خود را صرفاً روی تقویم اکرانهای بعدی گذاشت؛ سکوتی که در زبان هالیوود، رساتر از هر پاسخی پیام خودش را منتقل میکند.
در واقع تمام تلاش مدیران وارنر این بود که نگاه رسانهها و بازار سهام را خیلی سریع از این باخت سنگین دور کنند و به ویترین فیلمهای آینده DC بدوزند. زاسلاو با لحنی کاملاً امیدوارانه از Man of Tomorrow صحبت کرد، پشتکار جیمز گان را ستود و مدعی شد برداشتهایی که از فیلم دیده فوقالعادهاند. او همچنین رضایتش را از جلسات اخیر با مت ریوز درباره ادامه بتمن اعلام کرد تا نشان دهد مهمترین مهرههای استودیو همچنان با قدرت مشغول کارند.
در حاشیه همین صحبتها، به پروژه متفاوت Clayface اشاره شد، پروژهای که به نظر میرسد از همین حالا به یکی از بهترین فیلم های ترسناک 2026 تبدیل خواهد شد. همچنین زاسلاو نوید داد که مینی سریال Lanterns بهزودی روی آنتن HBO خواهد رفت(این سریال مدت زمان زیادی است که اکران شده است). نکته جالب توجه، تضاد آشکار این موضعگیری با اظهارات چند ماه قبل پیتر سفرن است؛ جایی که سفرن با اطمینان کامل سوپرگرل را بخشی ضروری از یک استراتژی بلندمدت و بدون ریسک خوانده بود.
این چرخش لحن میان مدیران ارشد وارنر ثابت میکند که دیسی پشت درهای بسته در حال بازنگری اساسی روی نقشه راه خود است و دیگر نمیخواهد بیگدار به آب بزند.
کدام پروژههای آینده میتوانند این شکست را جبران کنند؟
برای آنکه آبها از آسیاب بیفتد و طرفداران دوباره به دنیای جدید جیمز گان اعتماد کنند، بار اصلی روی دوش این عناوین است:
- فیلم Man of Tomorrow: سرنوشتسازترین پروژه پیشرو از دنیای سینمایی DC. اگر این فیلم هم در گیشه بلرزد، تمام پایههای DCU ترک خواهد خورد.
- پروژه Clayface: اثری با لحنی متفاوت که نشان میدهد دیسی صرفاً به دنبال قهرمانان اتوکشیده نیست و حاضر است سراغ فضاهای دارکتر و ضدقهرمانها برود.
- سریال Lanterns: برگ برنده دیسی در شبکه خانگی که میتواند حس انسجام و کارآگاهی جذابی به جهان مشترک آنها تزریق کند.
- فیلم The Batman Part II: هرچند در دنیای اصلی DCU جا ندارد و مسیر مستقل خودش را میرود، اما موفقیت آن پرچم برند «دیسی» را بالا نگه میدارد.
جمع بندی
درنهایت بایستی گفت که شکست یک فیلم، لزوماً به معنای مرگ یک دنیای سینمایی نیست؛ اما به شرطی که درسهای آن جدی گرفته شود. مخاطب امروز سینما باهوشتر، سختگیرتر و کمحوصلهتر از گذشته است و فقط به خاطر نام یک برند به سالن سینما نمیآید. وارنر و جیمز گان حالا باید با Man of Tomorrow و Lanterns نشان دهند که صدای اعتراض گیشه را شنیدهاند. واکنشهای اخیر به سریال لنترن به خوبی نشان میدهد که این اثر توانسته توجهها رو به خودش جلب کند. بنابراین اگر آثار بعدی بتوانند استانداردهای فیلمنامهنویسی و کارگردانی را بالا ببرند، ماجرای سوپرگرل تنها مثل یک دستانداز کوچک در ابتدای یک مسیر طولانی به یاد آورده خواهد شد.



