وقتی که صحبت از سریال های کارآگاهی باشد یا یک نفر از شما بپرسد که مشهورترین کارآگاه تاریخ کیست؟ بدون شک شرلوک هولمز اولین جوابی است که به ذهنتان میرسد. این شخصیت که به قلم سر آرتور کانن دویل خلق شد، خود را «کارآگاه مشاور» مینامید؛ فردی که با اتکا بر مشاهده دقیق، استدلال منطقی و بهکارگیری روشهای اولیه علوم جنایی، پیچیدهترین پروندهها را حل میکرد.
هولمز نخستینبار در رمان A Study in Scarlet که در سال ۱۸۸۷ منتشر شد، معرفی گردید(منبع) و از همان زمان مورد توجه مخاطبین قرار گرفت و روز به روز به محبوبیت او افزوده شد. محبوبیتی که بعدها راه را برای اقتباسهای متعدد سینمایی و تلویزیونی باز کرد و بازیگران بسیاری در نقش این کارآگاه برجسته حضور یافتند.
این محبوبیت و جایگاه تاریخی باعث شده تا نام هولمز همیشه در میان بهترین کارآگاه های دنیای سریال و باهوش ترین شخصیتهای سینمایی قرار گیرد، اما در ادامه در این بلاگ پست از مجله سینمایی مستر دیالوگ خواهیم دید که افراد زیادی وجود دارند که میتوانند او را در یک نبرد هوشمندانه شکست دهند!
Kristen Bell از سریال Veronica Mars
به احتمال زیاد تا به الان نام سریال Veronica Mars به گوشتان نخورده است، باید بگوییم اگر از طرفداران سریال و فیلم های جنایی نیستید کاملا حق دارید.
ورونیکا مارس (با بازی کریستن بل) یک دختر نوجوان بود که با مسائل رایج دوران بلوغ و حواشی آن دستوپنجه نرم میکرد؛ اما توانایی او در حل پروندههای پیچیده از همان ابتدا به خوبی به ما ثابت کرده بود که با یک ذهن عادی روبهرو نیستیم. او نخستین بار در سال ۲۰۰۴ در تلویزیون معرفی شد و شاید جالب باشد بدانید که ورونیکا مارس مهارتهای کارآگاهیاش را زیر نظر پدرش، کیث مارس (انریکو کولانتونی)، آموخت؛ مهارتهایی که خیلی زود ورونیکا را در حل پروندهها حتی از پدرش موفقتر کرد.
اگرچه او در هر قسمت یک پرونده مستقل را حل میکرد و اپیزودهای سریال هر یک داستان متفاوتی را روایت میکردند، اما این معماها همگی در نهایت به یک پرونده بزرگتر و پیچیده مرتبط میشدند؛ پروندهای که معمولاً خود ورونیکا مسئولیت کشف حقیقت آن را بر عهده داشت. از همان فصلهای ابتدایی مشخص بود که ورونیکا دختری است که فراتر از سن و سالش مهارت خارق العادهای در حل پروندههای جنایی دارد. او را در یک جمله میتوانیم نوجوانی باهوش، خلاق با مهارت فوق العاده در استدلالهای منطقی بدانیم.
ورونیکا مارس از جنبههایی یادآور سبک و سیاق کارآگاهی شرلوک هولمز است؛ اما یک تفاوت مهم میان او و شرلوک وجود دارد: او علی رغم سن کمی که داشت در بسیاری از جهات بهتر از شرلوک دست به استدلال و حل پرونده میزد. همچنین نباید از یاد ببریم که در میان نابغه ترین شخصیت های دنیای سریال، کمتر نوجوانی پیدا میشود که هم پای ورونیکا مارس باشد؛ چه برسد به اینکه توانسته باشد تا با ذهن خفن شرلوک هولمز رقابت کند.
Rust از سریال True Detective
مگر میشود سیگار کشیدنهای پشت سر هم متیو مک کانهی در نقش راستین کول را از یاد ببریم. به باور ما یکی از آیکونیکترین و باهوش ترین کاراکترهای تاریخ تلویزیون راستین کول است. او نه تنها ذهنی تحلیلگر داشت بلکه به زیبایی هرچه تمامتر با ایجاد پرسشهای فلسفی مخاطب را به فکر فرو میبرد و اصلا شاید همین توانایی راستین کول در شناسایی و تحلیل الگوهای پنهان قتلهای سریالی بود که باعث شده تا او را هماندازه و در قد و قامت شرلوک هولمز ببینیم.
وقتی نخستینبار در سال ۲۰۱۴ سریال True Detective از شبکه HBO پخش شد، بسیاری از مخاطبان شگفتزده شدند. انتظار میرفت با یک سریال پلیسی معمولی روبهرو باشیم؛ اما اثر نیک پیزولاتو فراتر از قالبهای سریالهای جنایی زمان خود رفت و سکانسهای تاریک و ابهام آوری را به تصویر کشید که لحظه به لحظه تماشای این سکانسها باعث میشد تا بترسیم و با آدرنالینی که در خونهایمان جریان پیدا کرده اپیزود بعدی سریال را پخش کنیم!
بیشتر بخوانید: 22 تا از بهترین سریال های شبکه HBO با امتیاز بالا+ خلاصه داستان
بتمن، کارآگاهی که هرکسی میشناسد
امکان ندارد صحبت از شخصیت های باهوش تر از شرلوک هولمز باشد؛ اما اشارهای به بتمن نداشته باشیم. بتمن در سال 1939 توسط باب کین و بیل فینگر با الهام از شخصیتهای زورو، شرلوک هولمز و دراکولا خلق شد. از این شخصیت ابرقهرمانی از کمپانی DC از گذشته تا به امروز سریالهای موفقی منتشر شده و همین چند وقت پیش نیز نبوغ او در حل پروندههای جنایی در سریال بتمن شوالیه شنل پوش به تصویر کشیده شد.
بتمن از جهات مختلفی کارآگاه بهتری نسبت به شرلوک هولمز است. شاید این حرف برای بسیاری از مخاطبین پذیرفتنی نباشد؛ اما دلایل زیادی برای آن داریم. از طرفی بتمن پروندههای جنایی را با سرعت بیشتری حل میکند، با دقت بیشتری حرکات بعدی قاتلین سریالی را پیش بینی میکند و غالبا در پیگیری سرنخهای معمایی تنهاست که چنین موضوعی به خوبی ذکات و هوش بالای او را به تصویر میکشد. برخی باور دارند که بروس وین همان بازنمایی شرلوک هولمز اما با گجتها و تکنولوژیهای مدرن است و از این جهت شاید اگر گجتها را از بروس وین بگیریم تواناییهای او پایینتر از شرلوک قرار بگیرد.
با تمام این اوصاف اگر شما هم عقیده دارید که بتمن به واسطه گجتهایی که در اختیار دارد، کارآگاه خوبی است پس نظر شما را به جملهای از شرلوک هولمز در سریال Batman: The Brave and the Bold جلب میکنیم. در سکانسی او رو به بتمن میگوید: «پس تو بزرگ ترین کارآگاه زمین هستی نه؟».
اگر به شخصیت بتمن علاقه دارید پس بیشتر بخوانید: بهترین انیمیشن های سریالی بتمن که نباید از دست بدهید
Lester Freamon از سریال تحسین شده The Wire
در The Wire، پلیس بالتیمور معمولاً تصویری خاکستری و بحث برانگیز دارد؛ اما لستر فریمن (کلارک پیترز) از همان دقایق اول به مخاطب نشان میدهد که با دیگر شخصیتهای سریال زمین تا آسمان تفاوت دارد. او کارآگاهی آرام، دقیق و بهطرز خارقالعادهای باهوش است؛ کسی که شهر را بهتر از هر پلیسی میشناسد و دقیق میداند دنیای خلافکارها چطور دنیایی است و آنها چگونه کار میکنند.
فریمن باتجربه است و به راحتی از دل سرنخهای کوچک به راه حلی برای حل پروندههای بزرگ و پیچیده میرسد. او به راحتی هرچه تمامتر چندتا از مهمترین باندهای مواد مخدر شهر را زمین میزند. فریمن از آن دست کارآگاههایی است که نه سروصدا دارد، نه ادعای برتری میکند؛ فقط با فکر و درنظر گرفتن تمامی جوانب در لحظه درست ضربهای کاری وارد میکند و شاید همین نبوغ او باعث میشود که او را یکی از باهوش ترین شخصیت های سینمایی بدانیم.
هرچند لستر فریمن گاهی تلخ مزاج و کمحوصله به نظر میرسید؛ اما مهارتش در دنبالکردن رد سرنخهای پروندههای پیچیده باعث شده بود تا روسای او قصد نداشته باشند تا از کار برکنارش کنند و کارآگاه خوش اخلاقتری را بر سر کار بگذارند. فریمن علاوه بر شرلوک هولمز از جهات بسیاری شباهت به بتمن دارد. شاید دلیل این موضوع برایتان جالب باشد. خیلی زود در اداره پلیس مسئولیت آموزش و تربیت نسل جوانان پلیس و کارآگاهها به فریمن سپرده میشود، او به مانند بتمن جوانانی را برای اجرای عدالت در جامعه زیر پر و بالش گرفت.
Jessica Fletcher از سریال Murder, She Wrote
در میان تمام کارآگاهانی که تاکنون معرفی کردیم، جسیکا فلچر (با بازی آنجلا لنزبری) شاید نزدیکترین نمونه به شرلوک هلمز در دوران معاصر باشد. آنجلا لنزبری در مجموعه جنایی مشهور شبکه CBS یعنی Murder, She Wrote نقش یک نویسنده به نام فلچر را برعهده داشت. با این حال جیسکا یک نویسنده معمولی نبود بلکه مهارت نویسندگی او و نبوغش در تحقیقات جنایی نه تنها باعث شد تا رمانهایی جذاب خلق کند بلکه آهسته آهسته به حل پیچیدهترین پروندههای جنایی نیز کمک میکرد.
ترکیب ویژگیهایی همچون دقت ذهنی، استدلال منطقی و شناسایی جزئیترین اتفاقات در پرونده، باعث شده تا نام فلچر در کنار کارآگاه های شبیه شرلوک قرار بگیرد. از قتلهای پیچیده گرفته تا معماهایی که حتی پلیس از حل کردن آنها عاجز شده بود، به نوعی سرگرمی معمایی برای فلچر محسوب میشد!
فضای سریال Murder, She Wrote قصد داشت تا نشان دهد که نویسندگانی که بخش عمده زندگی خود را صرف تحقیق، تحلیل و نوشتن داستانهای کارآگاهی و جنایی میکنند، میتوانند به کارآگاهانی حرفهای و زبده تبدیل شوند. اگر این سریال را تماشا نکردهاید از همین حالا به شما قول میدهیم که وقتی که به تماشای سریال Murder, She Wrote بنشینید خودتان به این موضوع پی خواهید برد که جسیکا فلچر نسخه تکامل یافته شرلوک هولمز محسوب میشود!
Frank Columbo از سریال Columbo
اگر از کارآگاهان جان سخت و زمخت دهه هفتاد میلادی حرف بزنیم، کمتر کسی مثل فرانک کلمبو (پیتر فالک) بلد بود تا از پس پیچیدهترین کیسهای جنایی بربیاد. پالتوی بلند و همیشهچروکیدهاش امضا این شخصیت بود؛ ظاهری که درست مثل شخصیتش عجیب و غریب و سرکش به نظر میرسید! کلمبو، که بهعنوان ستوان پلیس لسآنجلس مشغول به کار بود، در نگاه اول اصلاً شبیه کسی نیست که بخواهید او را با شرلوک هولمز مقایسه کنید. رفتار بیادعا، ظاهر شلخته و لحن سادهلوحانهاش دقیقاً خلاف تصور همه ما از یک نابغه است.
اما چه باور کنید چه نکنید، باید بدانید که تمام این ظاهر سادهلوحانه عمدی بود! پشت آن چهره فروتن و رفتار عجیب، کارآگاهی فوقالعاده باهوش پنهان شده بود؛ کسی که جزئیات و سرنخهای موجود در پرونده را بهتر از هرکسی میدید. همین توجه ریزبینانهاش باعث میشد چیزهایی را پیدا کند که از چشمان بقیه دور مانده بود. و از دل همین دقت بود که آن جمله معروفش در تلویزیون ماندگار شد: «فقط یه سؤال کوچیک دیگه…». وقتی این جمله از دهان کلمبو درمیآمد، مجرمها میدانستند کارشان تمام است و فقط چند لحظه تا دستگیر شدنشان باقی مانده است!
شم کارآگاهی کلمبو واقعاً خارقالعاده بود؛ آنقدر که خیلیها معتقدند او در حل پروندههای سخت، حتی از شرلوک هولمز هم یک سر و گردن بالاتر بود.
شینیا کوگامی از انیمه سریالی Psycho-Pass
شینیا کوگامی اسمی آشنا برای انیمه بازان محسوب میشود و بسیاری از طرفداران باورد دارند که او یکی از باهوش ترین شخصیت های انیمه است. او ابتدا بهعنوان بازرس پلیس در جهان سایکو پس (Psycho-Pass) فعالیت میکرد، اما در جریان یک پرونده پیچیده، شاخص جرمش بالا رفت و مسیر شغلیاش برای همیشه تغییر کرد. مرگ ساسایاما، مأموری که تحت نظر او کار میکرد، نقطه عطفی بود که شینیا را وارد جستوجویی بیپایان برای یافتن قاتل کرد.
در ادامه سریال، شینیا به این نتیجه میرسد که شوگو ماکیشیما (مجرمی باهوش، خونسرد و علاقهمند به بازیهای ذهنی) نقش غیرمستقیمی در این قتل داشته است. از همان لحظه، هدف شینیا روشن میشود: پیدا کردن ماکیشیما و پایاندادن به کار او. در مقابل، ماکیشیما نیز از رودررو شدن با شینیا لذت میبرد و تلاش میکند او را در بازی پیچیدهی ذهنی خودش گرفتار کند.
برخی در سایتهایی مثل ردیت باور دارند که شینیا کوگامی نسخهای تکامل یافته و باهوش از شخصیت شرلوک هولمز در دنیای انیمه است و بیراه نیست که او را در لیست باهوش ترین شخصیت های دنیای سریال آوردهایم.
Olivia Benson از سریال مشهور Law & Order: SVU
وقتی در سال ۱۹۹۹ برای اولین بار با شخصیت اولیویا بنسون (ماریسکا هارگیتای) آشنا شدیم، هیچکس فکرش را هم نمیکرد که در حال تماشای یکی از باهوش ترین شخصیتهای تلویزیونی باشد. در واحد رسیدگی به جرائم خاص پلیس نیویورک، پروندههایی روی میز بنسون قرار میگیرد که از نظر احساسی و پیچیدگی در بالاترین حد خود بودند؛ اما معمولاً بنسون به زیبایی و با ظرافت هرچه تمامتر سرنخها را کنار هم قرار میداد و معمای داخل پرونده را به مانند یک پازل حل میکرد!
آنچه اولیویا بنسون را از بقیه کارآگاههای دنیا مثل شرلوک هولمز متمایز میکند، توانایی بالای او در همدلی با قربانیان است. این همدلی و دلسوزی واقعی در کنار برخورد قاطع و بدون تعارفش با مجرمانی که مرتکب این جرائم هولناک شدهاند، ترکیبی میسازد که کمتر در میان بهترین سریال های کارآگاهی دیدهایم.
جمع بندی
جهان سریالها و فیلمها پر از کارآگاهانی است که هرکدام به شکلی متفاوت مرزهای استدلال و حل پروندههای پیچیده را جابهجا کردهاند. از ذهن پیچیده شرلوک هولمز تا کارآگاهانی که در دنیای مدرن با ابزار، تجربه و نگاه انسانیتر پا را از او هم فراتر گذاشتهاند، یک نکته را برای ما روشن میکنند: نابغه بودن فقط تعریف واحدی ندارد.
برخی از باهوش ترین کاراکترهای تاریخ تلویزیون با کمک استدلال، برخی دیگر مثل اولویا بنسون با همدلی، و بعضی با تحلیل چندلایه، پیچیدهترین پروندهها را به سرانجام میرسانند و شاید همه آنها در اینکه شخصیت های باهوش تر از شرلوک هولمز هستند اشتراک داشته باشند.
اگر این فهرست برایتان جذاب بود، دوست داریم که در بخش کامنتها برای ما بنویسید: جای کدام کارآگاه در لیست حاضر خالی است؟ به نظر شما چه کارآگاهی از شرلوک هولمز باهوشتر است؟ منتظر نظرات ارزشمند شما عزیزان هستیم.









هرچند کاراگاه سریال و فیلم های جنایی معمولا ویژگی باهوش بودن رو دارن ولی انگار واسه من کاراگاه با یسری ویژگی های دیگه درکنار هوش تداعی میشه؛یاد انسانی میفتم که کلی مشکلات و رنج در زندگی خودش داره و حسابی داره اذیت میشه گاهی برای فرار از رنج و برزخ درونیش باید مشروبات الکلی و خلوت و تنها بودن باخودشو داشته باشه درکنار اینا یه حسی دلسوزی و انسانیت هم دارن و بخاطر رنج های زندگیشون دیدگاه و بینش عمیقی دارن که تو دیالوگاشون کاملا مشخصه از زوایایی مسائل رو نگاه میکنن که بقیه نه توانایش رو دارن نه میتونن اینجوری باشن ویل گراهام در سریال هانیبال و راست در سریال کاراگاه حقیقی و همچنین ری آرچر(الپاچینو)در فیلم hangman بهترین نمونه از این مدل ادما هستن.
خیلی ممنون از محتوای جالبی که به اشتراک گذاشتین.
مرسی از کامنت خوب شما
چه توضیح کاملی دادین.
ویل گراهام در سریال هانیبال و درایتش بینظیره
عجب تحلیلِ عمیقی! انگار توی یک دنیای کوچیک کلیشهای زندگی میکنی که در اون هر کارآگاهِ به اصطلاح «عمیق» باید حتماً یه بطری ویسکی تو دستش باشه و از زندگیاش بیزار باشه. راستش رو بخواهی، اینقدر این توصیفات تکراری و نخ نما شده که آدم فکر میکنه داره خلاصهای از یک کتاب درسیِ «کلیشههای کارآگاهی برای تازهکارها» رو میخونه.
احتمالاً فراموش کردی که کارآگاههایی هم هستند که بدون نیاز به غرق شدن در رنج و مشروب، هوش و درک انسانی خودشون رو به نمایش میذارن. ولی خب، معلومه که تو داری «رنج» رو با «عمق» اشتباه میگیری. تعجبی نداره که این چند تا شخصیت رو مدام تکرار میکنی؛ چون ظاهراً فراتر از یه سری داستانِ مشخص فکر نکردی.
اگر فکر میکنی تنها راهِ عمق بخشیدن به یک شخصیت، نشان دادنِ اون در حالِ غلتیدن در رنج و انزواست، پیشنهاد میکنم یه سری به دنیای واقعی بزنی یا حداقل کمی بیشتر مطالعه کنی.
حتما دوست عزیز منو هم تو کلاسای جرم شناسی ثبت نام کنید که مثل شما اهل مطالعه بشم ما داریم درمورد شخصیت های ساختگی در دنیای سینما صحبت میکنیم نه دادگستری شهر محل زندگی شما معلومه که نویسنده و کارگردان برای جذابیت اثر میان و به ویژگی های شخصیتی کاراکترا شاخ و برگ میدن تا امثال شما از دیدن فیلم و معماطور بودنش لذت ببری وگرنه میتونی بری به کلانتری و دادگاه شهرتون سر بزنی تا کیس های واقعی و پرونده نویسی یاد بگیری
عجب! پس با منطق تو، هرچی یک شخصیت غیرواقعیتر، کلیشهایتر و دراماتیکتر باشه، جذابتر هم هست؟! اینو که بچههای دبستانی هم میدونن که فیلم کاراگاهی یه شخصیت باورپذیر میخواد، نه یه مشت کلیشه نخ نما. ظاهراً تو حتی بلد نیستی تفاوت شخصیت پردازی عمیق رو با شاخ و برگ مصنوعی تشخیص بدی. اینقدر درگیر توجیه کارگردانا شدی که فراموش کردی باید یه ذهن مستقل هم داشته باشی.
در آخر هم ممنون بابت اجازهنامهات برای رفتن به کلانتری! حتماً از توصیهات استفاده میکنم. در عوض، تو هم برو یه دور دیگه سریال هانیبال رو ببین، شاید این بار -با کمی تامل- متوجه شدی که تفاوت عمق تراژیک یه شخصیت با کلیشه الکلیِ غمگین چیه. موفق باشی!
لیست خوبی بود. جالب بود واسم بعضیا رو آورده بودی
ولی اسم اسطوره اصل کاری رو نیاوردی: هرکول پوآرو
اینا بقیشون جوجه موجن
مرسی که نظرتون رو نوشتید
البته طبق منبعی که آوردیم و منابع دیگه، اسامی که نام بردیم از بزرگ ترین کارآگاهان سینمایی هستند؛ اگرچه باهاتون موافقم که جای پوآرو در این لیست خالیه ایشالا در آینده تکمیلش میکنیم.