فیلم Backrooms نخستین فیلم سینمایی کارگردان بیست و یک ساله، کین پارسونز(Kane Parsons) در ژانر وحشت روانشناختی به شمار میرود، که در کنار فیلم Obsession، به کارگردانی کری بارکر(Curry barker)، باکسآفیس و سطح انتظارات سینمای هالییود را از ژانر ترسناک زیر و رو کرده است و تا اینجا از بهترین فیلمهای ترسناک 2026 به شمار میرود.
کین پارسونز با ساخت سریال یوتوبی Backrooms در سال ۲۰۲۲، در میان مخاطبین یوتوب سر و صدای زیادی به پا کرد. این ویدئویهای دنباله دار که در استایل (Found Footage) یا همان ویدئوی کشف شده در ژانر ترسناک ساخته شدهاند، تجربه کشف هزارتویی متشکل از اتاقهای عجیب و زردرنگ که فضایی مشابه به ساختمانهای خشک اداری دارند را به تصویر میکشیند.
فیلم ترسناک اتاقهای پشتی واکنشهای متفاوتی را از مخاطبین دریافت کرده است . عدهای عاشق آن شدهاند و عدهای هم نفرت کامل خود را به فیلم ابراز کردهاند. به همین جهت در این مطلب از مجله سینمایی مستر دیالوگ در نقد و بررسی فیلم Backrooms از نقاط قوت و ضعف فیلم خواهیم گفت و اینکه چرا تجربه این اثر با صرف نظر از سلیقه شما میتواند تجربه بهیاد ماندنیای برای شما رقم بزند.
نقد پیش رو بدون هیچگونه اسپویلی را به همراه ندارد.
خلاصه داستان فیلم Backrooms
داستان فیلم حول محور شخصیت کلارک (با بازی Chiwetel Ejiofor) یک معمار شکست خورده و الکلی که در مغازه فروش مبلمان کار میکند، و روانشناس او، مری کلین (با بازی Renate Reinsve)، در دهه ۹۰ میلادی روایت میشود.
کلارک که رویای شکستخورده معمار بودنش را ناشی از فشارهای مالی زندگی با همسرخانهدارش میداند، و شبها را در مغازه فروش مبلمانش صبح میکند، دروازهای به دنیای زرد رنگ، مرده و با گوشههای تاریک و ترسناک اتاقهای پشتی پیدا میکند. اتاقهایی که اگر میتوانستند حرف بزنند، هیچ نمیگفتند. ماجرا زمانی آغاز میشود، که کلارک به کشف و درک بهتر این اتاقهای عجیب و رمزآلود، علاقه نشان میدهد.
فیلمنامه، خلاق ولی تنبل
فیلمنامه فیلم بکرومز 2026 به نویسندگی ویل سودیک(Will Soodik)، و با همکاری مستقیم کین پارسونز به عنوان ایدهپرداز، به صورت خلاصه فیلمنامهای جمع وجور با ایدههایی عجیب، خلاق و روانشناختانه است.
اگر به ژانر ترسناک روانشناختی علاقه دارید، بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های روانشناختی دنیای سینما
نقطه قوت فیلمنامه در ساخت پایههایی واقعی و احساسی در آغاز فیلم است. پایههایی که باعث باورپذیر شدن داستان و تمام اتفاقات و عناصر عجیب و غیرواقعی آن در ادامه میشوند، و مخاطب را به دنبال کردن سرنوشت شخصیتها و همچنین دنبال کردن پاسخهایی بر سوالات زیادی که داستان برای تماشاگر ایجاد میکند، تشویق میکند.
اما در نهایت نمیشود شخصیتپردازیهای بینقص یا بسیار جذابی را از دستآوردهای این فیلمنامه به حساب آورد. شخصیت کلارک به لطف لحظات طنزآمیز که به درستی کار میکنند، و دغدغهها و پیچیدگیهای درونی، احساس همذاتپنداری را در مخاطب بیدار میکند. اما در نهایت جای میزان قابل توجهی از جذابیت در هر دو شخصیت خالیاست.
شخصیت پردازی فیلم ترسناک اتاق های پشتی
ناگفته نماند که کمبود جذابیت شخصیتها مبنی بر پوچ بودنشان نیست. هر شخصیت دارای ویژگیهاییاست که به آنها پرداخت شده و با ایده مرکزی داستان به درستی کار میکنند. چیزی که به تجربه مخاطب لطمه وارد میکند، ناقص بودن شخصیتها نیست. بلکه مسئله در اندازه و میزان کیفیت شخصیتپردازیاست، که صرفا در مرحله (کافی) باقی مانده است.
دیالوگها؛ پاشنه آشیل فیلمنامه
دیالوگنویسی از نقاط ضعف فیلمنامه به شمار میرود. تعداد انگشت شماری از دیالوگها به فضاسازی فیلم قوت میبخشند، و دیالوگهای زیادی هستند که فضای مرموز و تاریک و واقعگرایانه فیلم را در هم میشکنند.
از دیگر تصمیمات اشتباه فیلمنامه که در دیالوگنویسی به چشم میخورد، انتقال مستقیم اطلاعات از طریق دیالوگها است. انگار که فیلمنامهنویس راه بهتری جز توضیحات صریح و مستقیم از دهان شخصیتها، برای افزودن به دانش مخاطب درباره این هزارتوی دلهرهآور و موجوداتی که در گوشه هر اتاق به انتظار نشستهاند، پیدا نکرده و به قول معروف، گفتن را به نشان دادن ترجیح داده است.
با وجود این دیالوگهای اطلاعات محور و صریح، فیلمنامه موفق میشود که میزان قابل توجهی از رمز و راز داستان را دست نخورده باقی بگذارد و ذهن مخاطب را تا مدتی بعد از تماشای فیلم نیز، به گروگان داشته باشد.
هرچند که بنظر میرسد فیلمنامه پایههایی با هدف ساخت آثاری در ادامه بکرومز در سکانس آخر میگذارد (به نظر من ادامه دادن این داستان تصمیمی ریسکیاست) که میتواند تجربه خوش این فیلم را هم تحت شعاع قرار دهد، فیلم در نقطه درست و جذابی به پایان میرسد، که طعم واقعی بکرومز را در دهان مخاطب زنده باقی میگذارد.
در نقدهای دیگر از فیلم Backrooms، تغییر زاویه دید روایت از کلارک به مری را از ایرادات فیلمنامه دانستند. اینجا باید مخالفت سخت خودم را با سایر منتقدین اعلام کنم. فیلم از راهی اصولی با مری آغاز میشود و به کلارک میرسد. این فیلمنامه بیشتراز آنکه داستان کلارک باشد، داستان مری و اتاقهای پشتیاست. هرچند که ریتم فیلم میتواند تا حدودی تجربه نامطلوب آن دسته از منتقدان را توجیه کند، میشود با خیال راحت گفت که مسئله اصلی در تغییر تمرکز بر شخصیتها پیدا نمیشود.
بازیگران فیلم backrooms
هرچند که فیلم شامل شخصیت هایی به غیر از کلارک و مری میشود،(شخصیتهایی مانند زوج فیلمبردار که توسط فین بنت (Finn Bennett ) و لوکیتا مکسول(Lukita Maxwell) نقشآفرینی میشوند)، اما نقش آنها اندک و کوتاه است و فیلمنامه فرصتی برای به چالش کشیدن هنر بازیگریشان ایجاد نمیکند. در همان مدت زمان کوتاه، میشود نقشآفرینی آنها را مناسب فیلم، و با کیفیتی استاندارد دانست.
دیگر بازیگر فیلم مارک داپلس (Mark Duplass) است که او هم چون دو بازیگر دیگر، از پس دو سه دقیقه نقشآفرینی خود به خوبی برآمده و باید به نامش اشاره میشد. پرداختن به شخصیت او در فیلم، میتواند به اسپویل داستان منجر شود. پس تنها دو بازیگر باقی میماند که میشود درباره هرکدام چند خطی نوشت.
چیویتل ایجیوفور در نقش کلارک، بازی بسیار خوبی را ارائه میدهد. با توجه به سابقه درخشان این بازیگر، میشود با خیال راحت حدس زد که بازیگردانی در این فیلم، به بهترین حالت ممکن عمل نکرده و آسیب وارده از مشکلات موجود در دیالوگنویسی که پیشتر به آنها اشاره شد، در نقشآفرینی او به وضوح دیده میشود.
با تمام اوصاف چیویتل ایجیوفور موفق میشود بازیای قانعکننده و باورپذیر در نقش کلارک میانسال، شکست خورده و الکلی و خشمگین به ما ارائه بدهد. او اکثر مهارتهای یک بازیگر خوب را برای این نقش به کار میگیرد اما در نهایت نمیشود ایجیوفور در نقش کلارک را یک نقشآفرینی به یادماندنی به حساب آورد.
نقش آفرینی رناته رنسیوه در نقش دکتر مری کلین هم راه چندان دوری از ایجیوفور نمیرود. با این تفاوت که دیالوگنویسی برای این نقش، بسیار سادهتر و باورپذیرتر انجام شده و فضای کافی را به بازیگر برای کار کردن با احساسات درونی شخصیت، داده است. او هم مثل چیوتل ایجیوفور و دیگر بازیگران فیلمهای ترسناک، با احساس ترس سروکار دارد و بیراه نیست اگر بگوییم که چهره او قابلیت به تصویر کشیدن بیش از یک نوع ترس را به رخ مخاطب میکشد.
اوج نقش آفرینی رناته رنسیوه، در دو سکانس پایانی فیلم پیدا میشود، به خصوص یک دقیقه آخر فیلم، که شامل رفت و آمد احساسات ضد و نقیض در چهره او میشود.
بیشتر بخوانید: 15 فیلم ترسناک 2023 که بهتر است ببینید
کارگردانی، ساخت و تدوین
با هر انتقاد از فیلم اتاقهای پشتی، بیست و یک ساله بودن کارگردان فیلم، که نسبت به خیلی از کارگردانهای بهنام هالیوود هم بهتر عمل کرده است را به خودم یادآوری میکنم و با عذاب وجدان به نوشتن ادامه میدهم.
از بازیگردانی متوسط و تکراری که در بخش بازیگران به آن اشاره شد بگذریم. کارگردانی بکرومز تا زمانی که داستان در فضای اتاقهای پشتی میگذرد، قوی عمل میکند و احساس عجیب هر اتاق و گمگشتگی را به درستی به مخاطب انتقال میدهد. هرچند که فکر میکنم میشد چند قدمی جلوتر رفت و اثرگزاری هر سکانس را دو چندان کرد.
ترسناکترین لحظات در اتاقهای پشتی با استفاده از استایل Found Footage در فیلم رقم میخورد که کارگردان جوان ما در سری یوتوبی خود بیشترین تجربه را با آن داشته. اما با توجه به استفاده بیش از حد این استایل در فیلمهای ژانر ترسناک یکی دو دهه گذشته، روایتگری از طریق Found Footage در فیلم بکرومز، حد دو سکانس باقی میماند که تصمیمی هوشمندانه است.
در سکانسهای خارج از اتاقهای پشتی، از طراحی صحنه گرفته تا انتخاب لوکیشن و کارگردانی، فیلم برای ما تصویری نامتعارف، غیرواقعی و حتی رنگیتر از واقعیت میسازد. این تصیمات که در نهایت به تشکیل یک هویت بصری بخصوص و جذاب برای فیلم منجر میشوند، شاید تصمیمات درستی برای این روایت نباشند. چرا که از باورپذیر بودن این دنیا که در فیلمنامه برای آن تلاش شده، به شکل قابل توجهی میکاهد و در نهایت تمرکز مخاطب را از مفهوم عجیب اتاق های پشتی میدزدد.
ریتم فیلم بزرگترین ضربه را به بکرومز وارد میکند. با اینکه با نقدهایی که دیگران بر کند بودن ریتم فیلم وارد کردهاند مخالفم، و فکر میکنم ریتم کند برای شناخت بیشتر شخصیتها و ساخت تجربهای قابل لمس در اتاقهای پشتی ضروریاست، باید گفت که کمبود نظم و انسجام در ریتم است که به تجربه فیلم آسیب میزند و فکر میکنم با کار و تلاش بیشتر در اتاق تدوین، میشد از شدت آن کاست.
موسیقی؛ از دل رویا و کابوس
موسیقی متن فیلم Backrooms اثر ادو ون بریمن(Edo Van Breemen) و کین پارسونز، وظیفه خود را با زیبایی به انجام میرساند. موسیقی متن فیلم شامل قطعاتی میشود که در فضای اتاقهای پشتی شنیده میشوند و در روایت، نقش مهمی ایفا میکنند، و قطعاتی که به صورت کلاسیک همانطور که در اکثر آثار به چشم میخورد استفاده میشوند.
نکتهای جالب درباره آن دسته اول از قطعات موسیقی، این است که این آثار اکثر اوقات در لوکشین و همزمان با فیلمبرداری به صورت زنده اجرا میشدند و نوایی که در فیلم به گوش میرسد، نوایی استودیویی نیست. میتوانم با اطمینان بگویم که چیزی بسیار نزدیک به یکی از قطعات ضبط شده فیلم را سالها پیش در کابوسی شنیده بودم. همین نشانهای است از فکر شده بودن و تناسب درست فطعات موسیقی با فیلمی که با خاطرات و ضمیر ناخودآگاه سروکار دارد و باید به آن آفرین گفت.
ایده Backroom: از اینترنت تا سینما
در دوران پاندمی کورونا، تصاویر Liminal Space حسابی ترند شدند، و تا همین امروز در گوشه و کنار اینترنت در فرم های مختلف محتوا یافت میشوند، اینها تصاویری هستند از مکانهایی عمومی، ولی سادهتر از حالت عادیشان و خالی از هر نوع سکنه و انسان، این تصاویر سوای از فرهنگ و سن بیننده، در یک نگاه احساساتی عجیب و نوستالژی و گاها ترس را در مخاطب برمیانگیزند.
در سال ۲۰۱۹، مفهوم بکرومز با انتشار این تصویر که در دسته تصاویر Liminal Space قرار میگیرد، از طریق اکانتی ناشناس به اینترنت معرفی شد. متن زیر شرحیاست که به همراه این تصویر پست شد:
اگر مراقب نباشی و به اشتباه، با گذر از دیواری از واقعیت خارج بشی، سر از اتاقهای پشتی درمیاری؛ جایی که چیزی جز بوی تعفن موکت قدیمی و نمکشیده، زرد دیوانهوار و یک دست، صدای بیپایان جیر جیر و صدای بی وقفه و ضعیف لامپهای ولتاژ بالا و حدود ششصد میلیون مایل مربع اتاق خالی و رندم که به دام میندازنت وجود نداره. خدا به دادت برسه اگر صدای پرسه زدن چیزی به گوشت برسه… چون مطمئن باش اون چیز هم صدای تورو شنیده.
همین پست ناشناس الهام بخش کین پارسونز شد و در سال ۲۰۲۲ نخستین ویدئو از سریال یوتوبی بکرومز را با استفاده از برنامه رایگان Blender ساخت و منتشر کرد در نهایت به جایی رسید که او فرصت استفاده از ایدههایش را در قالب یک فیلم سینمایی با کمک A24 به دست بیاورد که نتیجه نهایی آن، فیلم بکرومز 2026است.
فیلم ترسناک اتاقهای پشتی با دیگر فیلمهای ترسناک چه تفاوتی دارد؟ آیا ارزش تماشا کردن دارد؟
فیلم Backrooms از آن فیلمهای ترسناک هالووینی نیست. تمرکز بکرومز بر ترساندن و ایجاد تپش قلب شدید برای مخاطب نیست و اگر دنبال چنین تجربهای باشید، احتمالا از بکرومز ناامید خواهید شد.
داستان مثل بسیاری از فیلمهای ترسناک دیگر حول محور موجودات ماورالطبیعه اتفاق نمیافتد. وحشت در این فیلم محصول یک مکان فراواقعی است و گرچه که نمیشود این مکان را دارای ذاتی پلید دانست، ولی همکاری مستقیم ناخودآگاه انسان با اتاقهای پشتی چیزیاست که باید از آن وحشت داشت.
تماشای این فیلم را با خیالی آسوده به شما پیشنهاد میکنم. اگرچه ممکن است مخاطب درستی برای اثر نباشید و انتظاراتتان از یک فیلم خوب با چیزی که بکرومز ارائه میدهد متفاوت باشد، اما در دورانی که فیلمهای فراموش شدنی (اکثرا با نقشآفرینی راک) به سیلی آزار دهنده تبدیل شدهاند، بکرومز جای خودش را در فکر و خاطر شما پیدا خواهد کرد.
امیدوارم این مطلب برای شما مفید واقع شده باشد. از تجربه تماشای بکرومز و مطالعه نقد برایم بنویسید.







