فیلم ترسناک Obsession هفتمین فیلم بلند کری بارکر(Curry Barker) یوتوبر معروف است که با همکاری دوستان قدیمی و همکاران جدیدش ساخته شده. اما نخستین اثر او به شمار میرود که به صورت رسمی و گسترده درسراسر جهان به اکران رسیده. این فیلم با بودجهای زیر یک میلیون دلار، به موفقیتهای خیرهکننده مالی و هنریای دست پیدا کرده، که دست اندرکاران هالیوودی را در حیرت و خجالتزدگی باقی گذاشته.
ژانر وحشت که من در توجه به آن کمکاری قابل مشاهدهای داشتهام، برای سالهاست که به عنوان سکوی پرتاب برای خیلی از کارگردانان جوان و تازهکار عمل میکند. امسال با دو فیلم Obsession و Backrooms که به لیست فیلم های ترسناک 2026 اضافه شدند، باری دیگر این ایده به اجرا درآمد و مخاطبین سینما را با دو استعداد جدید که یکی از آنها کری بارکر است، رو به رو کرد.
در ادامه با مجله سینمایی مستر دیالوگ همراه شوید تا با نقد و بررسی اختصاصی، فیلم ترسناک Obsession 2026 را زیر ذره بین بگذاریم.
نقد پیش رو هیچگونه اسپویل یا افشایی از داستان فیلم وسواس نخواهد کرد. با خیال راحت بخوانید!
نگاهی به داستان فیلم Obsession
داستان فیلم درباره بارون بیلی، با بازی مایکل جانستون(یا همین بیر است، پسری که دور از خانوادهاش در شهری کوچک زندگی میکند و روزهایش را با کار در مغازه ابزار موسیقی به همراه دایره کوچک دوستانش که از همکاران او هستند میگذراند.
نیکی فریمن با بازی ایندی ناوارت ( Inde Navarrette ) یکی از اعضای تشکیل دهنده آن حلقه کوچک است، که بیر را مجنون خود کرده و بیر هر لحظه از زندگیاش را با فکر و ذکر او میگذراند، بیآنکه جسارت کافی برای اعتراف به عشقی که برای نیکی دارد را داشته باشد. او در اوج ناامیدی و بیچارگی به تکه چوبی پناه میبرد که از یک گیفت شاپ خریداری کرده تکه چوبی تحت عنوان بید تک آرزویی.
او بید را میشکند و آرزوی خود را بیان میکند:
آرزو میکنم نیکی فریمن منو بیشتر هر چیز دیگهای در جهان دوست داشته باشه. در کمال تعجب نیکی از همان لحظه به بیر جذب میشود. نیکی برای داشتن بیر و استفاده از تک تک لحظات عمرش در کنار او، دست به هرکاری دست میزند و کابوس از همانجا آغاز میشود.
فیلمنامه درخشان بارکر
کری بارکر که وظایف مهم نویسندگی، کارگردانی و تدوین را در این فیلم دارد، خشت اول را با دقت و خلاقیت زیادی در مرحله فیلمنامه نویسی فیلم Obsession 2026 به زمین میکوبد که در تمام مراحل ساخت به یاری او میآید. فیلمنامهای که روایتگر داستانیاست وحشتناک، با توجهای ویژه به بعد روانشناختی شخصیت بیر، که ایدههای اخلاقی را نیز بررسی میکند.
بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های روانشناختی تاریخ سینما
مهمترین پیروزی این فیلمنامه متمرکز بودن آن است. هیچ ایدهای در این فیلم اضافه نیست و هیچ دیالوگ مهمی خطا نمیرود. هر ایده در فیلمنامه به درستی کاشت و در زمان درست برداشت میشود. هیچ اتفاقی در فیلم بدون حفظ استددلال علی و معلولی نمیافتد.
فیلم وسواس با دیگر فیلم های ترسناک چه تفاوتهایی دارد؟
با اینکه داستان فیلم با ایدهای کلاسیک و بسیار ساده آغاز میشود و فیلمنامه نیز از ساختاری کلاسیک پیروی میکند، فیلمنامه دم به تله هیچکدام از کلیشههای آزاردهندهای که تا همین امروز مخاطبین فیلم های ترسناک را شکنجه میدهند، نمیدهد. همین ظرافت، در کارگردانی و ساخت این فیلم نیز، خودنمایی میکند.
با وجود اینکه بید تک آرزویی(که احتمالا منشایی جادویی دارد)، تاثیر مستقیمی بر داستان میگذارد و حادثه محرک فیلم را تامین میکند، وحشت در این فیلم منشائی ماورالطبیعه ندارد. هر اتفاق دلهرهآور در این فیلم، از دل روابط و غرایز انسانی خارج میشود که همه حوادث جوابی را برای این سوال مهیا میکنند: وسواس در بالاترین سطح خود، چه بلاهایی بر سر انسان میآورد؟
اگر به تماشای ژانر ترسناک علاقه دارید، بیشتر بخوانید: 10 فیلم ترسناک جدید که باید تماشا کنید
ترسناک در عین حال خشونت آمیز
فیلم وسواس، به هیچوجه در استفاده از خشونت فیزیکی و به تصویر کشیدنش خجالتی نیست و با اینکه مخاطب عام ژانر وحشت با این حقیقت کنار آمده که در هر فیلم ترسناک، شخصیتهایی هستند که نقشی جز قربانی ایفا نمیکنند، فیلمنامهنویس تصمیم میگیرد تا با هر شخصیت فیلم، با احترام رفتار کند و در کنار خلق تجربهای سخت و ترسناک، روایتی احساسی و انسانی را تا پایان فیلم حفظ کند.
فیلمنامه، احساس همذات پنداری را با شخصیت پیچیده بیر و بعضا شخصیتهای مکمل، راحت کرده. و با وجود کنکاش در تاریکیهای نهفته شخصیت بیر در طول فیلم و به اصطلاح خراب شدنش در چشم مخاطب، تماشاگر بیخیال اهمیت دادن به سرنوشت او نمیشود.
همانطور که پیشتر گفته شد، تیر هیچ دیالوگ مهمی در فیلم وسواس خطا نمیرود. اما بعضا، در لحظاتی کوتاه که در طول فیلمنامه تقسیمشدهاند، سطح دیالوگ نویسی افت میکند، و این امر به تجربه کلی فیلم آسیبی وارد نمیکند اما برای لحظاتی مخاطب را از فضای فیلم بیرون میکشد.
بازیگران، درخشان، عالی و خوب
پیش از آنکه به عملکرد هر کدام از بازیگران فیلم Obsession به صورت جداگانه بپردازیم، باید به دقتی که در انتخاب دو بازیگر اصلی فیلم و شیمی بین دو شخصیت بیر و نیکی به کار رفته، آفرین گفت!
از نخستین سکانسی که بیر و نیکی به لطف آن تکه چوب جادویی به هم میرسند، و کارگردانی و تدوین عملا مونتاژی رمانتیک و عاشقانه به ما تحویل میدهند، مخاطب میداند که یک جای کار میلنگد و با وجود اینکه همه سرنوشتی خوش برای بیر با دختر رویاهایش آرزومندیم، با خود میگوییم: به هم نمیان. و این نشان از دردسرهای بزرگ دارد.
مایکل جانستون بازی بسیار خوبی را در نقش بیر ارائه میدهد، هرچند که هنرنمایی مایکل جانستون زیر سایه نقش آفرینی درخشان ایندی ناوارت کمتر به چشم میآید، او نقش بسزایی در به تصویر کشیدن شخصیت بیر، غمهایش، ترسهایش و نیمه تاریکترش ایفا میکند. لحظهای در فیلم نیست که بازیگری مایکلجانستون به فیلم ضربه زده باشد و اگر چنین حس کردید، احتمالا عوامل دیگر فیلم در آن دخیل بودهاند.
میتوانم به راحتی بگویم که با تمام افرادی که نقشآفرینی ایندی ناوارت در نقش نیکی را لایق نامزدی اسکار میدانند، موافقم. ناوارت خوش شانس بود که با فیلمنامه و کارگردانی عالی سروکار داشت و این فیلم و تمامی عوامل آن باید از داشتن او در این پروژه احساس خوش شانسی داشته باشند.
ناوارت در به تصویر کشیدن نیکی به عنوان دختری معقول و خوش انرژی با درگیری های ذهنی در دقایق اولیه فیلم، بسیار موفق عمل کرد. اما این سادهترین بخش از نقشیاست که به او محول شده بود. از وقتی که نیکی به بند آرزوی بیر افتاد، دقیقهای با حضور نیکی نمیگذشت که توانمندی خاص و ویژهای از بازیگر طلب نکند.
زمانی که ایندی ناوارت را در سریال سوپرمن و لوییس تماشا میکردم، فکرش راهم نمیکردم که روزی این دختر بتواند اینقدر از چهره، بدن و صدایش کار بکشد و لرزه به اندامم بیندازد. او میتواند ثانیهای به شما احساس امنیت را القا کند تا باورتان شود تمام دیوانهبازی ها به پایان رسیده و لحظهای بعد، شمارا وحشتزده کند و سپس در همان پلان بازیای ارائه دهد که دلتان به دل دختر بیچاره بسوزد!
کوپر تاملینسون ( Cooper Tomlinson) و مگان لاولس ( Megan Lawless ) نقشهای ایان و سارا را به عهده دارند. دو عضو دیگر از این گروه صمیمی و دوستانه که به پیچیدگی روابط و ایجاد احساسات بیشتر در داستان کمک میکنند.
کوپر تاملینسون در نقش ایان، رفیق صمیمی بیر به خوبی ایفای نقش میکند. ایان را به درستی برای او نوشتهاند و هرچند که ضعیفترین بازی را در میان این کست چهار نفره ارائه میدهد، کار را به خوبی و درستی درآورده و نمیشود به او خردهای گرفت.
از طرف دیگر مگان لاولس را داریم که در نقش سارا، که ممکن است کوتاه ترین حضور بر پرده را میان این چهار شخصیت داشته باشد، بازی بسیار خوب و به یاد ماندنیای ارائه میدهد. هرچند که فیلمنامه در این امر به او کمک کرده، بیشک چهره ساده و صدای آرامبخشی که به شخصیت سارا میبخشد، در رسیدن فیلم به اهدافش کمک کرده.
کارگردانی و تدوین کری بارکر پا به پای فیلمنامه پیش میروند
از استفاده رنگ و نورپردازی برای انتقال احساسات و مفاهیم، تا انتخاب نماهای درست و جذاب و طراحی میزانسنی دقیق که به ساخت لحظاتی به یادماندنی و زجرآور منتهی میشود، همه را میتوانیم از امتیازات کارگردانی کری بارکر در نظر بگیریم.
او در مدیریت احساسات حاضر در هر سکانس به خوبی میدرخشد و قوه طنز اثر را در کنار سکانسهای دراماتیک، احساسی و وحشتناک، به درستی به تصویر میکشد. طنز و ساخت لحظاتی معذب کننده و به قول معروف ضایع، در سکانسهای زیادی به کمک وحشت میآیند تا تجربهای پیچیدهتر برای مخاطبین فیلم بسازند.
اگر کری بارکر ایدههایی که در فیلمنامه کاشته بود را با بازیگردانی درست به ثمر نمیرساند، نتیجه فیلم میتوانست به یک فاجعه تبدیل شود و فیلمنامهای جذاب را به مضحکه خاص و عام تبدیل کند یا حداقل به سطح فیلمهای کلیشهای تر و ناامید کننده همژانر خود تقلیل دهد. اما این اتفاق نیوفتاد. کری بارکردر بازیگردانی همان ظرافت و کلیشه پرهیزی را که در نگارش فیلمنامه به خرج داده بود، حفظ میکند که ثمرهی آن اضافه شدن یک کلاسیک مدرن به تاریخ سینمای وحشت است.
بیشتر بخوانید: 15 فیلم ترسناک 2023 که بهتر است ببینید
کارگردانی از ابزار هایخلاقی برای انتقال وحشت به مخاطب استفاده میکند. عناصری که لزوما در تصویر مشاهده نمیشوند، چیزی به سادگی قطع شدن صدای دوش حمام، میتواند جرقهای برای شروع تعلیق جدید و احساس هراس در سکانس باشد.
تنها لحظاتی که کارگردانی فیلم فضای فیلم را میشکند و مخاطب را برای لحظاتی از جهان فیلم دور میکند، دو صحنه کوتاه از مکالمه بیر و ایان، دو دوست صمیمی است. با بک گراندی که بیهدف محو شده و چیزی برای ارائه ندارد، قاببندی هایی که از استایل ارائه شده فیلم پیروی نمیکنند، و تدوینی که در کلاسیکترین حالت خود اجرا شده و با باقی فیلم سنخیتی ندارد. این امر نهایتا حدود دو دقیقه از مدت زمان ۱:۴۵ دقیقهای فیلم را اشغال میکند که کاملا قابل گذشت است.
درباره تدوین فیلم حرفهای زیادی نمیشود زد. غیر از آنکه تمام انتظارات موجود از یک تدوین بینقص و متمرکز را تحویلمان میدهد. تدوین به هیچوجه اجازه طفرهروی بیهدف را به فیلم نمیدهد و در جا و زمان درست، فرصت تنفس را برای فیلم و مخاطب ایجاد میکند. ریتم فیلم از آغاز تا پایان در بهترین حالت ممکن حفظ میشود.
آیا فیلم ترسناک Obsession ارزش تماشا کردن دارد؟
فیلم وسواس تجربهای میخکوب کننده و به یاد ماندنی است، که تمام عناصر یک فیلم خوب را در خود جای داده و با وجود ارائه روایتی سرراست که جوابهای لازم و حتی بیشتر از آن را برای سوالات مخاطب مهیا میکند، از ذهن مخاطب خارج نمیشود و سوالهایی اساسی و شخصی برای تماشاگر ایجاد میکند.
اگر از ایدهها و اجراهای تکراری سینمای آمریکا و ژانر وحشت خسته شدهاید، فیلم Obsession اینجاست تا به رابطه شما با ژانر موردعلاقهتان جانی تازه ببخشد. به عنوان کسی که لزوما از طرفداران این ژانر به حساب نمیآید، میتوانم تجربهای لذت بخش را با تماشای این فیلم برای افراد همفکر خودم تضمین کنم.
بیشک درسالهای آینده از بازیگران و سازندگان این فیلم خبرهای زیادی میشنویم. فیلم آینده کری بارکر، اقتباس یا بازسازیای از (کشتار با اره برقی در تگزاس) خواهد بود.






چیزی که به نظرم توی نقد فیلم obsession به چشمم میخوره اینکه با کارگردانی روبرو هستیم که یک کارگردان تازهکار محسوب میشه. یعنی شما انتظارات خاصی از این کارگردان نداری یا انتظار نداری که یک سبک و سوی خاصی رو داشته باشه و همین به خودت هنگام تماشا اجازه میده که تجربه بهتر و تازهتری از این فیلم داشته باشی.
عجببببب فیلمی بود!!
بازی شاهکار ناوارات مدام مو به تنم سیخ میکرد. بازیگرای اصلی این فیلم درخشان بودن و ایده و روند داستان هم خیلی خوب بود.
من به تازگی فیلم آبسشن رو دیدم. نقد فیلم وسواس رو که سرچ کردم سایتتون به چشمم خورد.
من معمولا اصلا فیلم ترسناک نمیبینم به خصوص از ترسناک های ماورایی که خیلی خیلی میترسم.
اما این فیلم رو دیشب با پارتنرم دیدیم. به نظرم خیلی خوب بود. عجب فکری شده بود روش. با یکسری پلانها و یا کیفیت به تصویر کشیدن خون ریزی مشکل داشتم ولی واقعا خیلی خاص همه چیز به تصویر کشیده شده بود. داستان رو نمیشد تقریبا تا لحظات اخر حدس زد که چی میشه. و چقدر بازیگر نیک عالی بود چقدر لذت بردم.
ولی خب خلاصه به نظرم همون شخصیت اصلی داستان، بدمن داستان بود خیلی حرومزاده بود 🙂
فیلم آبسشن جزو اون فیلمایی که شاید به مذاق هرکسی به خصوص طرفدارای فیلم و سریال ترسناک خوش نیاد. عموما طرفدارای فیلم های ترسناک عادت کردن که فیلم ترسناک حالتی از جنس جن و هیولا داشته باشه؛ در حالی که فیلم Obsession به خوبی نشون میده که چطور میشه از طریق المانهای انسانی و واقع گرایانه مخاطب رو ترسند.
من محتوای شما رو آقای فریور خوندم و حسابی خسته نباشید.
با دیدنش یاد اهنگ نیمفتامین افتادم به معنی اعتیاد و وسواس داشتن به دختر یا عشق و اینکه انگار بیشتر از پارتنر ادم دلش برای حسی تنگ میشه که کنارش تجربه کردی نه خود اون شخص واسه همین دنبال تکرار حس اشنا میگردیم که میتونه لزوما سالم هم نباشه،بقول معروف در رنج اشنا ارامش وجود داره.
اینکه فضای مبهمی داشت و برای الغای حس ترس اصلا عجله نمیکرد هم جذابش کرده بود.
چه نقد روانشناسی از فیلم obsession نوشتی شایان جان
افرین به شما
تشبیهت به نیمفتامین رو دوست داشتم، مخصوصاً اون بخش « دلتنگی برای حس آشنا نه خود شخص ».
اما یه نکتهی دقیقتر رو جا انداختی. فیلم فقط نمیگه که این یه وسواس بدیه، میگه وسواس یه تلهست که طعمهش خودِ اون حس آشناییست که فکر میکنی آرامشبخشه. بیر به نیکی معتاد نیست، به نسخهای که ازش ساخته معتاده. و اوج فیلم وقتیه که میفهمه این حس آشنا، همونیه که داره نابودش میکنه. پس پیام کارگردان چیزی فراتر از « در رنج آشنا آرامشه » و اینه که خودفریبی در این آرامش، خطرناکترین بخش ماجراست. درسته که ریتم کند و فضای مبهم جذابه، ولی این کندی داره نشون میده که وسواس چطور آروم آروم جای عشقِ واقعی رو میگیره، تا وقتی که دیگه فرقی نمیکنه عاشق کی هستی، فقط عاشق خود اعتیادی.
چه توصیف خوبی کردین شما از فیلم آبسشن. کاش میشد شما هم زیر همین محتوا یک نقد و بررسی فیلم آبسشن زیر این پست بنویسین. خیلی نگاه دقیقی دارین
درس اخلاقی فیلم: عاشق کسی باش که عاشقته. چون بعدش تلاش برای بودن با کسی که هیچ حسی بهت نداره باعث از دست رفتن همون کسی میشه که دوستت داشته
من هنوز این فیلم رو ندیدم و توی واچ لیستمه اما با توجه به اینکه گفتین در پرداختن به صحنه های خشونت آمیز دست و دلبازی شده، توی صدر لیستم قرار گرفت چون من عاشق ترکیب فیلم های ترسناک واقعی(بدون حضور جانوران و موجودات غیرواقعی) با صحنه هایی از خشونت های واقعیم و بعد از خوندن این مطلب، حس میکنم این فیلم، این ترکیب رو میتونه بهم بده.
خیلی پیشنهاد خوبیه، واقعاً ارزش دیدن داره.
و امیدوارم و ای کاش هر چه سریعتر فیلم جدیدش رو بسازه…
معرفی خیلی خوبی بود واقعاً، چقدر کنجکاو شدم که هرچه سریعتر ببینمش، بخصوص که گفتین وحشتی که این فیلم به جون مخاطب میندازه از طریق موجودات ماورایی نیست و بنظرم فیلم های ترسناک از این جنس که مخاطب رو با وحشت واقعی مواجهه میکنن، خیلی ارزشمندن.
مرسی از شما که وقت گذاشتین و خوندین
جذابیت فیلم وسواس به نظرم دقیقا اونجایی که کارگردان اثر رو اکثر ماها نمیشناسیم و همینش کار رو جالب کرده. چون اصلا هیچ شناختی ازش نداریم برامون جذاب که چی ساخته و حتی سوگیری هم نداریم که چیزی که ساخته شبیه اثار قبلیش هست یا ازشون فاصله داره؟
قطعا این مسئله هم روی فروش فیلم و هم احساس مخاطبا و منتقدین یه اثری گذاشته. امیدوارم روی این نقد تأثیر زیادی نذاشته باشه. ممنونم بابت کامنتتون.
من فیلم رو دیدم. بعد شکستن بید اینجور بنظر میاد که نیکی درگیری فکری یا همون آبسس پیدا کرده روی بیر. اما جریان فیلم که ادامه پیدا میکنه میفهمیم قضیه از اول برعکس بوده و این آبسشن بیر بوده که کل جریانات فیلم رو شکل داده
مرسی از نقد خوبی که کردین و هیچ اسپویلی از فیلم وسواس قرار ندادین. واقعیتش من خودم فیلم وسواس رو هنوز ندیدم چون به شدت میترسم. میخواستم ببینم برای منی که از فیلم های ترسناک جنی خیلی میترسم، فیلم وسواس اونقدر ترسناک هست که نتونم ببینم؟
روزتون بخیر
ممنونم که وقت گذاشتین و مطالعه کردین مطلب رو. من فکر میکنم دلیل اصلی ترسیدنمون از موارد ماوراءالطبیعه توی فیلمای ترسناک، اینه که موجوداتی که توی آثار میبینیم معمولا محدودیت خاصی شامل حالشون نمیشه و قدرت کافی برای اینکه هر جا و هر زمانی خواستن بیان سراغمونو دارن. اگر ترس شماهم همین ریشه رو داره، فکر نمیکنم فیلم آبسشن زیاد آزارتون بده چون خطرات موجود توی فیلم، محدود به فیزیک یه آدم معمولی میشن و همه چیز قانونمند تر از آثار سوپرنچرال اتفاق میوفته. هرچند که بهتره انتظار یه شوک قوی و یه صحنه به شدت خشن رو داشته باشین از فیلم.