1360
ایستراگ های سریال مردعنکبوتی نوآر

نکات پنهان سریال مردعنکبوتی نوآر؛ از پالپ فیکشن تا سینمای مرد عنکبوتی

زمان مطالعه: 11 دقیقه
1360
ارجاعات سریال اسپایدر نوآر هر یک جزئیات خفنی دارند که مخاطب را به شکل متفاوتی سوپرایزر می‌کنند. فرقی نمی‌کند که هوادار مردعنکبوتی هستید یا به عنوان مخاطب معمولی به تماشای این سریال نشستید، درهرصورت اگر معنای اکثر این ایستراگ‌ها را ندانید و متوجه نشوید که به چه چیزی اشاره دارند، کاملا بی‌تفاوت از کنار آن‌ها عبور خواهید کرد. در این مقاله از مجله سینمایی مستر دیالوگ مهم‌ترین ارجاعات سینمایی و کمیکی سریال مردعنکبوتی نوآر را جمع آوری کردیم تا شما از جزئیات این اثر بیشتر باخبر شوید.

فهرست مطالب

سریال اسپایدر نوآر برخلاف سایر سریال‌ها و فیلم‌های ابرقهرمانی خیلی ایستراگ‌ها و ارجاعات سینمایی واضحی ندارد و اگر از طرفداران کمیک بوکی اسپایدرمن  نباشید یا فیلم‌ های جنایی قدیمی را تماشا نکرده باشید، امکانش هست که بی‌تفاوت از کنار این ارجاعات گذر کنید.

سریال مردعنکبوتی نوآر برخلاف سایر آثار ابرقهرمانی که این روزها می‌بینیم نه در دل دنیای سینمایی مارول در جریان است و نه به شکلی به دنیای سینمایی سونی متصل است. بنابراین از همین حالا می‌گوییم که انتظار نداشته باشید که در ارجاعات سینمایی و کمیک بوکی این سریال، اثری از حضور انتقام جویان یا دیگر آثار مارول ببینید.

بنابراین در این سریال با آن مدل ارجاعاتی طرف نیستیم که فقط برای ساختن پروژه بعدی یا هیجان‌زده کردن مخاطب گذاشته می‌شوند. ارجاعات این سریال بیشتر برای این هستند که حال‌وهوای جهان نوآر آن را عمیق‌تر کنند؛ جهانی که بوی نیویورک دهه ۳۰ می‌دهد و همین موضوع عمق خوبی به سریال بخشیده است. پس بیایید تا در ادامه نگاهی به مهم ترین ایستراگ های سریال اسپایدر نوآر بندازیم.

اگر می‌خواهید قبل از رفتن سراغ این ارجاعات، یک تصویر کلی از کیفیت سریال، داستان و فضاسازی‌اش داشته باشید، بد نیست اول نقد سریال Spider-Noir را بخوانید.

1- تاب خوردن از کنار پنجره‌ها

ارجاعات سریال مردعنکبوتی نوآر

قسمت اول مردعنکبوتی نوآر با تصویری شروع می‌شود که برای خیلی‌ از طرفداران این ابرقهرمان آشنا به نظر می‌رسد: اسپایدر نوآر بین ساختمان‌های نیویورک در حال تاب خوردن است. اما یک لحظه خاص وسط این سکانس وجود دارد؛ جایی که از مقابل پنجره‌های یک ساختمان رد می‌شود و چند نفر را می‌بینیم که از پشت شیشه نگاهش می‌کنند.

اگر حافظه تصویری‌تان خوب باشد، احتمالاً این قاب شما را یاد سریال Spectacular Spider-Man می‌اندازد. بعدها هم چیزی نزدیک به همین صحنه را در سکانس پایانی تاب خوردن Spider-Man: Far From Home دیده بودیم.

2- درگیری روی سقف ماشین

ارجاع بعدی در پایان قسمت دوم سریال خودش را نشان می‌دهد. وقتی اسپایدر نوآر روی سقف ماشین‌های افراد سیلورمین فرود می‌آید و یکی‌یکی آن‌ها را از شیشه بیرون می‌کشد، حال‌وهوای صحنه خیلی شبیه مرحله‌های تعقیب و درگیری در بازی‌های Spider-Man است. اگر حداقل یکبار یکی از بازی‌های اسپایدرمن را پلی داده باشید، این حس و حال بدون ذره‌ای اشاره برایتان زنده خواهد شد.

3- پنهان شدن روی سقف اتاق

ایستراگ سریال اسپایدرنوآر

اگر درست یادتان باشد در قسمت سوم، اسپایدرمن به عمارت سیلورمین نفوذ می‌کند. سروصدای زیادی ایجاد می‌شود. خود سیلورمین تصمیم می‌گیرد تا اتاق را بررسی کند و حتی زیر تخت را می‌گردد. دوربین اما کمی بعد بالا می‌رود و می‌بینیم اسپایدر چسبیده به سقف پنهان شده است.

این سکانس خیلی غیرمستقیم آدم را یاد فیلم Spider-Man 1 می‌اندازد؛ همان لحظه‌ای که پیتر پارکر، با بازی توبی مگوایر، برای پنهان شدن از نورمن اوزبورن از همین ترفند استفاده می‌کند. این ارجاع پیچیده‌ای نیست، اما دقیق و به‌جا توسط سازندگان استفاده شده است؛ چون به درستی این سکانس قدیمی یکی از به یادماندنی‌ترین صحنه‌ها در فیلم‌های مردعنکبوتی است.

4- رابی رابرتسون، دیلی بیوگل و جای خالی جیمسون

ارجاعات سریال مردعنکبوتی نوآر

لامورن موریس در این سریال نقش رابی رابرتسون در نسخه نوآر  را بازی می‌کند؛ شخصیتی که استن لی و جان رومیتا سینیور خلقش کردند و اولین بار در شماره ۵۱ کمیک Amazing Spider-Man، در اوت ۱۹۶۷، معرفی شد. رابی از آن شخصیت‌های مهم تاریخ مارول است؛ هم به خاطر جایگاهش در داستان‌های اسپایدرمن، هم به این خاطر که از نخستین شخصیت‌های سیاه‌پوست با تاثیری جدی در کمیک‌های آمریکایی بود.

در سریال، رابی دوست قدیمی بن رایلی است و حتی زودتر از بقیه از هویت واقعی او باخبر می‌شود. بعد از اینکه از دیلی بیوگل اخراج می‌شود، با گزارش‌هایی درباره سربازانی که از جنگ برگشته‌اند و توانایی‌های غیرعادی پیدا کرده‌اند دوباره جای خودش را در روزنامه پس می‌گیرد. اما ماجرا دقیقا از جایی جدی‌تر می‌شود که می‌فهمد نوشته‌هایش تحریف می‌شوند، بنابراین استعفا می‌دهد و می‌رود تا سردبیر Harlem Herald شود.

یک تفاوت مهم سریال با کمیک‌های Spider-Man Noir هم درست جایی است که دیلی بیوگل این بار زیر نظر جی. جونا جیمسون نیست. به جای جیمسون شخصیتی به نام هاوارد والترز، با بازی Richard Robichaux، اداره روزنامه را برعهده دارد. برای دنیای اسپایدرمن، این غیبت چیز کوچکی نیست.

5- جانت؛ منشی‌ای که تاثیرش خیلی بیشتر از این حرف‌هاست

ایستراگ سریال اسپایدر نوآر

کارن رودریگز نقش جانت را در سریال بازی می‌کند؛ او منشی و همکار کارآگاه رایلی است. شخصیتی که هم قابل اعتماد به نظر می‌رسد و هم دلسوز است. همچنین قسمت جالب ماجرا آن جایی است که او از مدت‌ها قبل به هویت مخفی بن پی برده اما ترجیح داده تا سکوت کند.

اگر بخواهیم برای شخصیت جانت در سریال مرد عنکبوتی نوآر یک معادل آشنا پیدا کنیم، می‌شود او را با «افی» در فیلم The Maltese Falcon مقایسه کرد. افی مانند جانت کسی که کارآگاه می‌تواند روی او حساب کند، اما در عین حال هردوی این شخصیت‌ها در تمامی موقعیت‌ها کارآگاه اصلی داستان را تایید و دنبال نمی‌کنند.

یک نکته فرعی اما جالب هم اینجا هست. در کمیک‌های جدید Spider-Man Noir که در سال ۲۰۲۵ منتشر شدند، پیتر پارکر صاحبخانه‌ای دارد که مدام بابت اجاره عقب‌ افتاده به او فشار می‌آورد. از نظر کارکرد داستانی، این شخصیت بی‌شباهت به جانت نیست؛ کسی که حضورش فقط تزئینی نیست و او را نمی‌توان یک شخصیت فرعی معمولی دید بلکه او مدام قهرمان را وادار می‌کند با واقعیت زندگی‌اش روبه‌رو شود.

6- روبی ویلیامز؛ ترکیبی از گوئن استیسی و عمو بن

ایستراگ های سریال مردعنکبوتی

روبی ویلیامز فقط در فلش‌بک‌ها دیده می‌شود؛ نامزد سابق بن رایلی که سال‌ها پیش داخل یک خودرو گیر افتاد و در آب غرق شد، آن هم شبی که بن نتوانست به موقع برای نجات او از راه برسد.

همین اتفاق زندگی بن را از ریشه برای همین عوض کرده و باعث شده تا او دچار اعتراض به معنایی نسبت به حرفه و زندگی‌اش بشود. در طول سریال، هر بار که او به نقطه‌ای می‌رسد که باید تصمیم‌گیری سختی انجام دهد یا مسئولیتی را بپذیرد، خاطره روبی به ذهنش خطور می‌کند. مرور این خاطره فقط حکم یادآوری یک اتفاق تروماتیک را ندارید بلکه به نوعی به یاد بن می‌آورد که چه کسی بوده و چطور به مسئولیت خود عمل نکرده است.

ایستراگ سریال اسپایدر نوآر در این سکانس هم روشن و هم جالب است. روبی از یک طرف یادآور گوئن استیسی در دنیای اسپایدرمن است؛ چون باز هم با قهرمانی طرفیم که به موقع نرسیده و باید تاوان آن لحظه را تا مدتی طولانی بدهد. از طرف دیگر، این خود روبی است که جمله «قدرت زیاد، مسئولیت زیاد به همراه می‌آورد» را به بن یاد داده؛ نقشی که تقریباً در همه نسخه‌های دیگر، عمو بن برعهده دارد.

اگر خاطرتان باشد پیتر پارکر در دنیای اصلی همیشه خودش را به خاطر مرگ عمو بن مقصر می‌دانست و احساس گناه زیادی را تجربه می‌کرد؛ حالا بن رایلی در اسپایدر نوآر نیز خودش را به خاطر مرگ روبی مقصر می‌داند.

7- تفاوت نگاه اسپایدر نوآر به شعار قدرت زیاد مسئولیت زیادی به همراه می‌آورد

ارجاعات کامیک بوکی سریال مردعنکبوتی نوآر

در سریال مردعنکبوتی نوآر شاهد هستیم که بن رایلی به یاد می‌آورد که روبی پیش از مرگش چه جمله‌ای را به او گفته است؛ اما این جمله با کمیک های اسپایدر نوآر تفاوت زیادی دارد.

برخلاف خیلی از نسخه‌های مرد عنکبوتی، پیتر پارکر در کمیک های مردعنکبوتی نوآر با آن باور آشنای «قدرت بیشتر، مسئولیت بیشتری می‌آورد» بزرگ نشده است. زندگی در نیویورک دهه ۱۹۳۰، شهری گرفتار فقر، فساد و خشونت، نگاه دیگری به او داده است. بعد از قتل وحشتناک و عمیقاً تکان‌ دهنده عمویش، پیتر به این نتیجه می‌رسد که قدرت، خیلی وقت‌ها به‌جای آن‌که وسیله نجات باشد، به ابزار فساد تبدیل می‌شود. از نگاه او، وقتی قدرت از حد بگذرد، وظیفه مردم فقط تحمل کردن نیست؛ باید جلویش بایستند. برای همین، میل او به عدالت فقط از حس مسئولیت نمی‌آید، بلکه از دل خشم، زخم شخصی و خواست مقابله با ساختارهای فاسد بیرون می‌آید.

اگر دوست دارید تا فکت‌های بیشتری از کمیک‌های مردعنکبوتی نوآر بخوانید، سری به بلاگ پست  10 حقیقت جذاب درباره مردعنکبوتی نوآر که پیش از تماشای سریال باید بدانید بزنید.

8- الکترو نه؛ مگاوات!

دشمنان مرد عنکبوتی نوآر

در سریال با یک شرور عجیب، پرانرژی و البته حسابی اعصاب‌خردکن طرفیم: «مگاوات» یا همان Megawatt. خیلی‌ها ممکن است فکر کنند این شخصیت مخصوص سریال ساخته شده و قبلاً در کمیک‌ها وجود نداشته، اما ماجرا این‌طور نیست. در دنیای کمیک، مگاوات یک زندانی استرالیایی با قدرت‌های الکتریکی است که اولین‌ بار در شماره ۲ کمیک Spider-Man Unlimited در سال ۱۹۹۳ معرفی شد.

نام واقعی مگاوات در دنیای کمیک «درک لیدون» یا Dirk Leydon است. در سریال، اندرو لوئیس کالدول نقش این شخصیت را بازی می‌کند. نسخه سریالی مگاوات آدمی است پر از خشم، عقده و میل به دیده شدن؛ کسی که عاشق بازیگری است، اما مسیر زندگی‌اش کم‌کم او را به سمت تبهکاری می‌برد. گذشته‌اش هم نقش مهمی در شکل‌گیری این شخصیت دارد. او در جنگ جهانی اول خدمت کرده، توسط ارتش امپراتوری آلمان اسیر شده و در همان دوران تحت آزمایش‌هایی وحشتناک قرار گرفته است؛ تا اینکه گروهبان رایلی و گروهش او را نجات می‌دهند.

نکته جالب اینجاست که نام او در سریال به شکل Dirk Leyden نوشته می‌شود که مقداری شباهت را به کمیک حفظ کرده است. در ادامه هم کنار مرد شنی و توم‌استون، به جمع مزدوران سیلورمین اضافه می‌شود. اما اصل نکته اینجاست: او «الکترو» نیست.

الکترو همان دشمن مشهور اسپایدرمن است که  معمولاً در کنار شخصیت‌هایی مثل مرد شنی، بخشی از گروه «شش خبیث» یا Sinister Six محسوب می‌شود. برای همین انتخاب مگاوات به‌جای الکترو کمی عجیب است؛ مخصوصاً وقتی می‌دانیم نسخه نوآر الکترو در کمیک‌ها طراحی واقعاً جذابی دارد.

9-   حضور tombstone در سریال مردعنکبوتی نوآر

شاید برایتان سوال باشد که در کنار مرد شنی و مگاوات کدام یک از دشمنان مرد عنکبوتی نوآر حضور دارند؟ اگر نگاهی به شخصیت سوم بندازید متوجه خواهید شد که این شخصیت شباهت زیادی به تومستون( tombstone) دارد. این شخصیت در فیلم مردعنکبوتی: اسپایدر ورس حضور داشت که ما در بلاگ  دیالوگ های انیمیشن مردعنکبوتی به آن اشاره کردیم.

تصویر دشمنان مرد عنکبوتی نوآر در سریال را می‌توانید با ارجاع کمیک بوکی مشاهده کنید:

دشمنان مرد عنکبوتی نوآر

10- وقتی مرد عنکبوتی می‌خواهد نقاب را کنار بگذارد

در مقطعی از سریال، بن رایلی فکر می‌کند او و کت هاردی قرار است با هم نیویورک را ترک کنند. همین باعث می‌شود تصمیم بگیرد زندگی‌اش به‌عنوان یک مبارز نقاب‌دار را پشت سر بگذارد و بالاخره یک زندگی عادی داشته باشد.

این ایده برای طرفداران قدیمی اسپایدرمن کاملاً آشناست. ماجرا یادآور داستان کلاسیک Spider-Man No More است؛ همان داستان معروفی که در آن پیتر پارکر از فشار مسئولیت‌ها خسته می‌شود و تصمیم می‌گیرد دیگر مرد عنکبوتی نباشد. این مفهوم فقط در کمیک‌ها نمانده است و در اقتباس‌های مختلف هم بارها تکرار شده است. در فیلم Spider-Man 2 سم ریمی، جایی که پیتر برای مدتی لباس ابرقهرمانی‌اش را کنار می‌گذارد تا شاید بتواند زندگی معمولی‌تری داشته باشد.

رازهای سریال اسپایدر نوآر

11- فرانکی؛ متحد کوچک اما مهم بن رایلی

یکی از مفیدترین متحدان بن رایلی در سریال، پسربچه‌ای خیابانی به نام فرانکی است. شاید در نگاه اول شخصیت کوچک و بامزه‌ای به نظر برسد، اما حضورش بی‌دلیل نیست. در کمیک‌های اصلی Spider-Man Noir هم گاهی می‌بینیم مرد عنکبوتی نوآر برای به‌دست آوردن اطلاعات مهم، به بچه‌های خیابانی تکیه می‌کند.

این انتخاب با فضای دهه ۳۰ هم جور درمی‌آید؛ دورانی که خیابان‌ها، محله‌ها و بچه‌هایی که در حاشیه شهر زندگی می‌کردند، بخشی از بافت واقعی نیویورک بودند. درباره فرانکی یک شایعه جالب هم وجود دارد. بعضی‌ها حدس می‌زنند او قرار است در آینده نقش «آلفا» را بگیرد؛ دستیار مرد عنکبوتی که در کمیک‌ها با نام اندی مگوایر شناخته می‌شود.

12- تغییر منشأ مرد عنکبوتی نوآر

فکت های سریال مردعنکبوتی نوآر

در قسمت پنجم، سریال بالاخره بخش مهمی از گذشته بن رایلی را نشان می‌دهد. حقیقت ماجرا در قالب یک فلش‌بک آشکار می‌شود؛ فلش‌بکی که هم منشأ قدرت‌ها را توضیح می‌دهد، هم نشان می‌دهد این نسخه از Spider-Noir چقدر با نسخه کمیکی فرق دارد.

بن رایلی بخشی از مأموریتی بوده که هدفش آزاد کردن زندانیان جنگی از یک اردوگاه آلمانی در فرانسه بوده است. اما رایلی و گروهش در آنجا فقط با یک اردوگاه معمولی روبه‌رو نمی‌شوند. آن‌ها یک آزمایشگاه زیرزمینی پیدا می‌کنند؛ جایی که روی زندانیان آمریکایی آزمایش‌هایی هولناک انجام می‌شده است. در این آزمایش‌ها، ترکیبی از مواد جهش‌یافته گیاهی، معدنی و DNA حیوانات به بدن زندانیان تزریق می‌شده است.

همین آزمایش‌ها منشأ بسیاری از قدرت‌هایی است که بعدها در سریال می‌بینیم. برای مثال، الکتریسیته زیستی حاصل از این آزمایش‌ها به لیدن نیرو می‌دهد و او را به مگاوات تبدیل می‌کند. درباره لانی لینکلن هم به نظر می‌رسد تغییرات پوستی‌اش به تمساح مربوط باشد و از همین مسیر به تومستون تبدیل شده باشد.

درباره فلینت مارکو و تبدیل شدنش به سندمن، قضیه کمی مبهم‌تر است؛ سریال توضیح کاملاً روشنی نمی‌دهد. اما عجیب‌ترین بخش ماجرا وقتی است که بن در جریان نجات سربازان، وارد اتاقی پر از کهنه‌ سربازان بیمار می‌شود. آنجا با موجودی نیمه عنکبوتی روبه‌رو می‌شویم که بیشتر شبیه یکی از موجودات داخل بازی‌های رزیدنت اویل به نظر می‌رسد! این همان چیزی است که می‌توان آن را «من-اسپایدر» یا Man-Spider  در کمیک‌های اسپایدر نوآر دانست.

گفتنی است که در کمیک‌ها منشأ قدرت‌های مرد عنکبوتی نوآر با نسخه کلاسیک فرق دارد. آنجا پای نوعی خدای عنکبوتی در میان است، نه فقط نیش یک عنکبوت رادیواکتیو. اما نسخه سریال حتی از آن هم متفاوت‌تر، خشن‌تر و ترسناک‌تر است!

13- پیتر پارکر کجاست؟

یکی از سؤال‌هایی که خیلی از طرفداران از همان ابتدا مطرح کردند این بود که چرا شخصیت اصلی سریال به جای پیتر پارکر، بن رایلی است؟

این سؤال بی‌دلیل نیست. طرفداران اسپایدرمن خوب می‌دانند که بن رایلی در کمیک‌ها نام کلون پیتر پارکر است؛ شخصیتی که از روی DNA پیتر ساخته شد و بعدها نقش مهمی در داستان‌های Clone Saga پیدا کرد. سریال تا قسمت ششم مستقیم به این ابهام مهم جواب نمی‌دهد، اما همان‌جا خیلی کوتاه به این موضوع اشاره می‌شود.

وقتی آگدن (همان پیرمردی که در واقع پسر دکتر فیبر است و خودش هم قربانی آزمایش‌های دوران جنگ بوده) با بن رایلی روبه‌رو می‌شود، جمله‌ای می‌گوید که همه‌چیز را تغییر می‌دهد: اگر نامت را عوض نکرده بودی، سال‌ها پیش سراغت آمده بودم!

گفتن چنین دیالوگی باعث شده تا حدس بزنیم که نام پیشین بن رایلی در دنیای سریال مردعنکبوتی نوآر، پیتر پارکر بوده است.

14- کابوس مرد عنکبوتی

ایستراگ های سریال مردعنکبوتی نوآر

وقتی دکتر فیبر روی بن رایلی آزمایش می‌کند، سریال وارد یکی از ترسناک‌ترین بخش‌هایش می‌شود. بن درگیر کابوس‌هایی طولانی، آشفته و دردناک می‌شود؛ کابوس‌هایی که هم گذشته‌اش را زنده می‌کنند، هم ترس‌های پنهانش را بیرون می‌کشند. این سکانس برای طرفداران قدیمی اسپایدرمن می‌تواند یادآور لحظه‌ای مشابه در سریال Spider-Man: The Animated Series باشد؛ جایی که پیتر بعد از گزیده شدن توسط عنکبوت، کابوس‌هایی عجیب و اضطراب‌آور می‌بیند.

15- ماسک سوخته اسپایدرمن

بهترین ایستراگ های سریال مردعنکبوتی نوآر

نبرد پایانی مرد عنکبوتی نوآر با مگاوات یکی از نفس‌گیرترین لحظات سریال است. در طول مبارزه، ماسک بن آسیب می‌بیند و بخشی از آن می‌سوزد؛ طوری که قسمت‌هایی از صورت و چشم‌های او دیده می‌شود. دیدن ماسک نصفه و آسیب‌دیده اسپایدرمن چیز تازه‌ای نیست. در کمیک‌ها، انیمیشن‌ها و اقتباس‌های مختلف بارها دیده‌ایم که ماسک مرد عنکبوتی پاره می‌شود و بخشی از چهره‌اش بیرون می‌افتد.

این تصویر معمولاً یک معنی مشخص دارد: قهرمان تا مرز شکستن رفته، اما هنوز ایستاده است. اما ماسک سوخته، مخصوصاً در مدیوم سینما، خیلی‌ها را یاد نبرد نهایی Spider-Man 2002 می‌اندازد؛ همان فیلم سم ریمی که در آن ماسک پیتر بعد از اصابت بمب گابلین آسیب می‌بیند و بخشی از صورتش مشخص می‌شود.

16- تنها اشاره به دنیای سینمایی مارول

ایستراگ سریال جدید مردعنکبوتی

در سریال اسپایدر نوآر همانطور که پیش‌تر اشاره کردیم، ارجاعی به دنیای سینمایی مارول داده نمی‌شود؛ اما در یکی از سکانس‌های نفس گیر سریال که بن رایلی را در ارتباط با یک پروژه شکست خورده تولید ابر سرباز نشان می‌دهد، مخاطب به شکل ناخودآگاه به یاد یکی از لحظات فیلم کاپیتان آمریکا می‌اندازد. جایی که آمریکا قصد داشت در خلال جنگ جهانی با کمک پزشکی، ابر سربازانی شکست ناپذیر را خلق کند و از دل آن به خلق کاپیتان آمریکا رسید.

جمع بندی

در این مطلب از مجله سینمایی مستر دیالوگ به بخشی از مهم‌ترین ایستراگ های سریال اسپایدر نوآر نگاه کردیم. دوست داریم تا در بخش کامنت‌ها برای ما بنویسید که: کدام یک از ارجاعات سینمایی یا کمیک بوکی برای شما جالب‌تر بود؟ شما چه ایستراگی را در سریال دیدید که بهش اشاره نکردیم؟

نویسنده تیم C-Dex

با ستاره دادن، به ما انرژی بدید
5,00
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars تعداد رای: 4 نفر
در حال ثبت امتیاز، لطفا منتظر بمانید

دیدگاه کاربران (2 دیدگاه)

  1. این سریال عالی بود، شاهکار بود واقعاً، هم از نظر فیلمبرداری، هم طراحی لباس، هم بازیگری که درخشان ترین ایفای نقش هم واقعاً متعلق به خود نیکلاس بود و واقعاً با صحنه به صحنه اش کیف کردم و چقدر جالب بود که این مطلب رو دیدم چون با توجه به این ارجاعاتی که داشته، الان بیشتر از هوشمندانه بودن سریالش مطمئن شدم.

    1. Mr.Dialog Admin :

      خوشحالیم که این مطلب رو خوندین و براتون مفید بوده. شما کدوم یک از ایستراگ های سریال اسپایدر نوآر رو بیشتر دوست داشتین؟

دیدگاهتان را بنویسید